مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

215

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

اصول عقلى ر . ك : اصل عملى عقلى اصول عملى اصول مبيّن وظيفه مكلّف هنگام شك در حكم واقعى اصول عملى ( كه به آن دليل فقهى هم گفته شده است ) ، به اصولى گفته مىشود كه شارع مقدس آنها را براى رهايى مكلف از شك در حكم واقعى شرعى مقرر نموده است . توضيح : مجتهد در مقام استنباط احكام واقعى ، يا به حكم واقعى علم پيدا مىكند و يا اينكه از طريق دليل علمى ( اماره معتبر ) به آن دست مىيابد ؛ اما در صورتى كه بعد از تتبع ، نه به حكم واقعى علم پيدا كند و نه به دليل علمى بر حكم واقعى دست يابد ، شارع براى رهايى او از حالت شك و سرگردانى ، اصولى را مقرر نموده است كه وظيفه او در مقام امتثال و عمل را معين مىنمايد . مهم‌ترين اين اصول عبارت است از : اصل برائت ، احتياط ، تخيير و استصحاب . اين اصول در تمام ابواب فقه جارى است ؛ بر خلاف اصول عملى ديگر ، مانند : قاعده طهارت ، كه در بعضى از ابواب فقه جارى است . براى مثال ، اگر كسى در حرمت استعمال دخانيات شك نمايد ( علم به حرمت ندارد ) و بعد از جست‌وجو و تتبع ، دليلى علمى ( اماره ) بر حرمت نيز پيدا نكند ، اصل عملى برائت ، تكليف را از ذمه او برمىدارد . در كتاب « كفاية الاصول » آمده است : « المقصد السابع في الاصول العملية ، و هى التى ينتهى اليها المجتهد بعد الفحص و اليأس عن الظفر بدليل مما دل عليه حكم العقل او عموم النقل . و المهم منها اربعة » . « 1 » نكته اول : بعضى از اصوليون معتقدند كه مفاد اصول عملى ، احكام تكليفى خمسه نيست ، بلكه اين اصول فقه وظيفه مكلف را در عمل معين مىكند ؛ زيرا نتيجه برائت ، يا عدم وجوب است و يا عدم حرمت و هيچ‌يك از اين دو ، حكم تكليفى نيست ؛ در استصحاب نيز وظيفه مكلف ، عمل به حالت سابق است ؛ در احتياط نيز اصل عملى بر مطلق الزام دلالت دارد و الزام ، از احكام تكليفى نيست ؛ تخيير عقلى نيز بر نفى عقاب در عمل به اطراف تخيير دلالت مىكند . « 2 » البته برخى ديگر از اصوليون مفاد اصول عملى را حكم مىدانند . « 3 » نكته دوم : اصول عملى و امارات در اين امر مشترك‌اند كه هر دو در ظرف شك و عدم علم به حكم واقعى جعل شده‌اند ، اما تفاوت آنها در اين است كه در موضوع امارات ، شك اخذ نشده است ؛ به خلاف اصول عملى كه در موضوع آنها شك اخذ شده است . « 4 » صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 301 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 56 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 4 ، ص ( 436 - 435 ) . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 1 ، ص 310 . اصول عملى خاصه ر . ك : اصل عملى خاص اصول عملى شرعى ر . ك : اصل عملى شرعى اصول عملى عامه ر . ك : اصل عملى عام اصول عملى عقلايى ر . ك : اصل عملى عقلايى اصول عملى عقلى ر . ك : اصل عملى عقلى اصول عملى غير محرز ر . ك : اصل غير محرز اصول عملى محرز ر . ك : اصل محرز اصول عملى موضوعى ر . ك : اصل موضوعى اصول غير احرازى ر . ك : اصل غير محرز اصول غير تنزيلى ر . ك : اصل غير تنزيلى اصول غير مثبت ر . ك : اصل غير مثبت اصول غير محرز ر . ك : اصل غير محرز اصول فقاهتى ر . ك : اصول عملى اصول فقه ( حوزه اصلى ) دانش پيرامون قواعد و ابزار استنباط احكام فقهى اصول فقه ، دانشى است كه قواعد آن براى استنباط احكام شرعى به كار گرفته مىشود .

--> ( 1 ) . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 384 . ( 2 ) . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص 18 . ( 4 و 3 ) . عراقى ، ضياء الدين ، منهاج الاصول ، ج 4 ، ص 5 .