مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
201
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
در مورد مجراى اصالت عدم نقل ، گفته شده : هنگامى كه به وضع لفظ براى معنايى علم وجود دارد ، سپس ترديد مىشود كه آيا لفظ از آن معنا به معناى ديگرى نقل پيدا كرده يا نه ، در اين صورت عقلا با اجراى اصالت عدم نقل ، احتمال نقل را منتفى مىنمايند . بعضى از اصوليون كاربرد ديگرى را براى اصالت عدم نقل عنوان كردهاند و آن جايى است كه احتمال نقل وجود داشته باشد ؛ به اين معنا كه هماكنون كلام در يك معنايى به كار مىرود ولى احتمال داده مىشود كه در گذشته براى معناى ديگرى وضع شده و از آن معنا به اين معناى كنونى نقل يافته باشد ؛ در اين صورت براى نفى احتمال نقل ، از اصالت عدم نقل ، استفاده مىشود ؛ براى مثال ، فعل امر در نزد عرف و عقلا بر وجوب دلالت مىكند و احتمال داده مىشود كه در لغت عرب معناى ديگرى داشته و از آن به معناى دوم ( وجوب ) ، نقل يافته باشد ، در اين صورت با اجراى اصالت عدم نقل ، معناى اولى منتفى مىگردد . نكته : بعضى از اصوليون ، اصالت عدم نقل را از اصول لفظى عقلايى ، مثل : اصالت عموم و اصالت اطلاق و اصل عدم اشتراك ، شمرده و از آن به استصحاب قهقرايى و اصالت ثبات در لغت تعبير كردهاند . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 37 . همان ، ج 2 ، ص ( 252 - 251 ) . جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 7 ، ص ( 15 - 14 ) . محقق حلى ، جعفر بن حسن ، معارج الاصول ، ص 50 . اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 39 . بهبهانى ، محمد باقر بن محمد اكمل ، الفوائد الحائرية ، ص 106 . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 4 ، ص ( 29 - 27 ) . فاضل تونى ، عبد اللّه بن محمد ، الوافية فى اصول الفقه ، ص 72 . مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص 32 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 2 ، ص ( 32 - 30 ) . اصالت عدم وقوع نقل ر . ك : اصالت عدم نقل اصالت عدم هجر ر . ك : اصالت عدم نقل اصالت عموم نفى احتمال تخصيص لفظ عام پس از جستوجو اصالت عموم ، از اصول معتبر لفظى است و در جايى كاربرد دارد كه لفظ عامى بيان شود و در اينكه آيا از آن عموم اراده شده يا نه ، ترديد شود ؛ به بيان ديگر ، هرگاه گوينده ، لفظ عامى را به كار برد ، اما اين شك پديد آيد كه آيا او معناى عام را اراده كرده يا در كلام خود مخصص آورده است ، مىتوان با تمسك به اصالت عموم ، احتمال تخصيص را نفى و به عموم آن عمل كرد تا وقتى كه وجود مخصص براى عام ، محرز گردد . براى مثال ، هرگاه گفته شود : « از همه دانشمندان عيادت كن » و ترديد شود كه آيا منظور گوينده ، تمام دانشمندان با هر نوع تخصصى است يا تنها دانشمندان دينى مراد است ، در اين صورت با اجراى اصالت عموم ، مخاطب بايد به عيادت تمام دانشمندان برود . نكته اول : اصالت عموم پس از جستوجو و يأس از مخصص ، حجيت دارد و مدرك حجيت آن بناى عقلا است . نكته دوم : برخى از اصوليون معتقدند اصول لفظى وجودى ، مثل اصالت عموم ، به اصالت ظهور برگشت نموده و هريك از آنها مصداقى از اصالت ظهور مىباشد . سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ص 28 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 57 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 139 . همان ، ج 1 ، ص 36 . حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 3 ، ص 165 . طباطبايى حكيم ، محمد تقى ، الاصول العامة للفقه المقارن ، ص ( 233 - 232 ) . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 461 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 8 ، ص 111 و 303 . اصالت عينيت واجب حمل اطلاق صيغه امر بر وجوب عينى اصالت عينيت واجب به اين است كه صيغه « افعل » در زمان استعمال آن بهطور مطلق در واجب عينى ظهور داشته باشد . به بيان ديگر ، مادامىكه دليل خاصى بر عينى يا كفائى بودن صيغه افعل در دست نباشد ، اطلاق آن ، بر عينى بودن واجب حمل مىشود ، زيرا كفائى بودن واجب به بيان بيشترى نياز دارد و مولايى كه در مقام بيان بوده ، از آوردن آن خوددارى كرده است . مشهور اصوليون همچون مرحوم « آخوند خراسانى » و « مظفر » معتقدند از اطلاق صيغه ، وجوب عينى استفاده مىشود و كفائى بودن به دليل خاص و قرينه نيازمند است . نيز ر . ك : اصالت نفسيت واجب . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص ( 168 - 167 ) . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 82 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 99 . خمينى ، روح اللّه ، مناهج الوصول الى علم الاصول ، ج 1 ، ص 282 .