مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

185

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 210 . اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 53 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 2 ، ص 463 . استعمال لفظ جمع در اكثر از معنا ر . ك : استعمال لفظ جمع در معانى متعدد استعمال لفظ جمع در معانى متعدد به كارگيرى لفظ داراى صيغه جمع ، در معانى متعدد مستقل از اقسام استعمال لفظ در معانى متعدد ، استعمال لفظ جمع و اراده معانى متعدد و مستقل است ، مثل اينكه گفته شود : « رأيت عيونا » و از آن ، عين باكيه ( چشم ) ، عين جاريه ( چشمه ) و ذهب ( طلا ) اراده شود ؛ با اين استدلال كه جمله « رأيت عيونا » به منزله « رأيت عينا و عينا و عينا » است كه مىتوان از هريك از آنها معنايى خاص اراده كرد . درباره استعمال لفظ جمع در معانى متعدد ، اختلاف وجود دارد : مرحوم « صاحب معالم » مىگويد : استعمال لفظ تثنيه و جمع در بيش از يك معنا ، جايز بوده و جواز آن به نحو حقيقت است و استعمال لفظ مفرد در بيش از يك معنا جايز بوده ، ولى جواز آن به نحو مجاز مىباشد . « 1 » مرحوم « خويى » مىگويد : استعمال لفظ تثنيه ، جمع و مفرد در بيش از يك معنا جايز است ، هرچند اين استعمال مخالف ظهور عرفى است و احتياج به قرينه دارد . مرحوم « آخوند خراسانى » « 2 » و مرحوم « مظفر » « 3 » مىگويند : استعمال لفظ مفرد ، تثنيه و جمع در بيش از يك معنا جايز نيست . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 210 . اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 53 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 2 ، ص 463 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 232 . استعمال لفظ در اكثر از معنا ر . ك : استعمال لفظ در معانى متعدد استعمال لفظ در بيشتر از يك معنا ر . ك : استعمال لفظ در معانى متعدد استعمال لفظ در شخص اطلاق لفظ و اراده شخص آن لفظ استعمال لفظ در شخص ، از اقسام استعمال لفظ در لفظ و به معناى اطلاق لفظ و اراده شخص آن است . در اين نوع استعمال ، لفظى بر زبان آورده شده و خود آن اراده مىشود ، نه نوع ، صنف و يا مثل آن ، مانند آنكه گفته شود « زيد لفظ » و از آن ، شخص كلمه زيد قصد شود ؛ يعنى لفظ زيد ، لفظ است . درباره استعمال لفظ در شخص ، ميان اصوليون اختلاف است . برخى مانند مرحوم « صاحب فصول » معتقدند صحت اطلاق مذكور بدون تأويل و تصرف ، محل اشكال است ، زيرا يا اتحاد دال و مدلول پيش مىآيد و يا مستلزم تركيب قضيه از دو جزء خواهد بود ، كه هر دو باطل است . « 1 * » برخى ديگر همچون مرحوم « صاحب كفاية » معتقدند استعمال لفظ در شخص ، استعمال نيست . « 2 * » آذرى قمى ، احمد ، تحقيق الاصول المفيدة فى اصول الفقه ، ص 171 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 1 ، ص ( 543 - 541 ) . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 78 . سبزوارى ، عبد الاعلى ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 22 . بروجردى ، حسين ، نهاية الاصول ، ص 32 . خمينى ، روح اللّه ، مناهج الوصول الى علم الاصول ، ج 1 ، ص 107 . استعمال لفظ در صنف اطلاق لفظ و اراده صنف آن لفظ يكى از اقسام استعمال لفظ در لفظ ، استعمال لفظ در صنف مىباشد و به معناى اطلاق لفظ و اراده صنف آن است ؛ براى مثال ، زيد در جمله « ضرب زيد « فاعل است و خصوص زيد مذكور در عبارت ، مقصود نيست ، بلكه زيدهايى مورد نظرند كه پس از ضرب مىآيند ، نه زيدهايى كه عنوان مبتدا دارند . در مورد استعمال لفظ در صنف ، مبانى مختلفى وجود دارد . 1 . برخى مانند مرحوم « بروجردى » و « خويى » معتقدند استعمال لفظ در صنف از باب استعمال اصطلاحى نيست ؛ « 1 - » 2 . برخى ديگر مانند مرحوم « آخوند خراسانى » آن را از باب استعمال مىدانند . « 2 - » نكته : مثال ديگرى مىتوان بيان كرد كه در آن ، صنف خود مثال را هم دربر مىگيرد ، مانند اينكه گفته شود : زيد وقتى اول كلام بيايد ، مبتدا است ؛ در اينجا از يك طرف صنف است و زيد در « ضرب زيد » را خارج مىنمايد ، و از طرف ديگر ، زيد در اين مثال را هم شامل مىشود ، زيرا اين « زيد » در اول كلام واقع شده و عنوان مبتدا پيدا كرده است . « 3 * »

--> ( 1 ) . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 235 . ( 2 ) . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 53 . ( 3 ) . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 41 . ( 1 * ) . اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 22 . ( 2 * ) . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 29 . ( 1 - ) . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 96 . ( 2 - ) . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 30 . ( 3 * ) . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 1 ، ص ( 543 - 541 ) .