مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

174

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

برخى مانند « امام خمينى » رحمه اللّه اعتقاد دارند اين استصحاب ، از نوع امارات عقلايى است و بناى آن به وثوق و اطمينان است و با آن استصحابى كه از روايات فهميده مىشود و بناى آن بر تعبد است تفاوت دارد ، زيرا در روايات حكم به ابقا مىشود هرچند كه وثوق و اطمينان بر بقا نباشد ، اما در اماره عقلايى ، حكم به ابقا مىگردد ، به اين دليل كه اين اماره نوعا وثوق و اطمينان مىآورد و عقلا به احتمال مقابل آنكه احتمال ضعيفى است اعتنا نمىكنند . خمينى ، روح اللّه ، تهذيب الاصول ، ج 2 ، ص 41 . خمينى ، روح اللّه ، الرسائل ، ج 1 ، ص 95 . كوثرانى ، محمود ، الاستصحاب فى الشريعة الاسلامية ، ص 98 . طباطبايى حكيم ، محمد تقى ، الاصول العامة للفقه المقارن ، ص 457 . استصحاب غير مثبت ر . ك : اصل غير مثبت . استصحاب فرد حكم به بقاى مصداق خارجى يك كلّى استصحاب فرد ، مقابل استصحاب كلى است و به استصحابى گفته مىشود كه مستصحب آن فرد معينى در خارج مىباشد ، مانند : استصحاب وجود زيد در منزل ، در صورت وجود يقين سابق به حضور او و شك لاحق در بقاى وى در آن منزل ، و يا مانند : استصحاب طهارت مايع خارجى . كسانى كه به حجيت استصحاب اعتقاد دارند ، به جريان استصحاب در فرد نيز اذعان دارند . كوثرانى ، محمود ، الاستصحاب فى الشريعة الاسلامية ، ص 253 . خمينى ، روح اللّه ، الرسائل ، ج 1 ، ص 126 . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 516 . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 6 ، ص 239 . ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 4 ، ص 215 . حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص 139 . اصفهانى ، محمد حسين ، نهاية الدراية فى شرح الكفاية ، ج 3 ، ص 121 . طباطبايى قمى ، تقى ، آراؤنا فى اصول الفقه ، ج 3 ، ص 59 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 5 ، ص 364 . ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 2 ، ص 69 . شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 5 ، ص 11 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 34 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 465 . خويى ، ابو القاسم ، مصباح الاصول ، ج 3 ، ص 208 . استصحاب فرد مردد استصحاب مصداق مردّد بين دو يا چند فرد خارجى استصحاب فرد مردد ، مقابل استصحاب فرد معين است و به استصحابى گفته مىشود كه مستصحب آن فردى مردد در بين دو يا چند فرد در خارج مىباشد ؛ به بيان ديگر ، مستصحب آن امرى جزئى و شخصى است كه در تطبيق آن با مصداق خارجى ، ترديد شده است ، مانند اينكه مكلف مىداند يكى از دو ليوان موجود نزد او نجس مىباشد ، امّا نمىتواند به‌طور معين آن را در خارج نشان دهد ، سپس علم پيدا مىكند كه يكى از اين دو ليوان از بين رفته است ، ولى نمىداند ليوان معدوم ، ليوان نجس بوده يا ليوان پاك ؛ در اينجا ، اگر نجاست سابق را استصحاب كند ، به چنين استصحابى ، استصحاب فرد مردد مىگويند . مشهور اصولىها ، چنين استصحابى را صحيح نمىدانند . اصوليون اختلاف دارند كه آيا شبهه عبائيه از مصاديق استصحاب فرد مردد است يا از موارد استصحاب كلى قسم دوم ، و مورد آن جايى است كه شخص مىداند يكى از دو طرف عباى او نجس شده و به دنبال اين عمل اجمالى ، اقدام به تطهير يكى از دو طرف عبا ( مثلا طرف پايين ) مىنمايد ، حال بقاى آن نجاستى كه در سابق علم اجمالى به آن داشت ، مورد شك واقع مىشود ؛ در چنين حالتى ، اگر نجاست را استصحاب كند ، بعضى آن را از نوع استصحاب كلى قسم دوم مىدانند ، اما مشهور معتقدند چنين استصحابى ، استصحاب فرد مردد است ، زيرا در چنين حالتى اگر استصحاب كلى صورت بگيرد ، صحيح نيست ، چون موضوع در استصحاب كلى قسم دوم ، نجاست يكى از آن دو است ، درحالىكه در اينجا ، قطع داريم اين موضوع به نجاست فرد مردد تبديل شده است مردد بين آن فردى كه به‌طور قطع طاهر گرديده و آن فردى كه نجاست آن مشكوك است بنابراين ، استصحابى كه در اين مورد جارى مىگردد ، در حقيقت استصحاب فرد مردد است كه مشهور ، حجيت آن را نپذيرفته‌اند . ضابطه كلى در بيان استصحاب كلى قسم دوم و استصحاب فرد مردد اين است كه اثرى كه پس از استصحاب ، بر مستصحب مترتب مىشود ، از دو حال خارج نيست : 1 . اثر از آن كلى قدر جامع است با قطع‌نظر از تعينات و تشخصات فردى و خارجى ، كه در اين صورت ، نسبت به خود كلى ، اركان استصحاب كامل است و بقاى خود كلى ، استصحاب مىشود ( استصحاب كلى قسم دوم ) ؛ 2 . اثر از آن كلى است به لحاظ تعينات فردى و تشخصات خارجى ، كه در اين صورت ، استصحاب قدر جامع بىفايده است ، بلكه آنچه مفيد است ، استصحاب خود فرد است كه نسبت به آن ترديد وجود دارد ( استصحاب فرد مردد ) . نيز ر . ك : شبهه عبائيه . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 294 . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 4 ، ص 411 .