مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
169
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 14 ، ص ( 373 - 327 ) . استصحاب حكمى حكم به بقاى حكم وضعى يا تكليفى استصحاب حكمى ، مقابل استصحاب موضوعى است و به استصحابى گفته مىشود كه مستصحب آن حكمى از احكام مىباشد . توضيح : مستصحبى را كه شخص نسبت به وجود آن يقين دارد ، گاهى موضوعى كلى از موضوعات شرعى و يا امرى از امور خارجى بوده و گاهى حكمى از احكام شرعى است ؛ براى مثال ، شخص در نجاست آبى كه در سابق پاك بوده ، شك نموده و آنگاه استصحاب بقاى طهارت سابق جارى مىنمايد ( حكم وضعى ) ، و يا مثل اينكه علم داريم نماز جمعه در زمان حضور معصوم عليه السّلام واجب بوده ، سپس در زمان غيبت در وجوب آن شك مىكنيم ، آنگاه با استصحاب ، به وجوب آن در زمان غيبت حكم مىنماييم ( حكم تكليفى ) . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 142 . خمينى ، مصطفى ، تحريرات فى الاصول ، ج 1 ، ص 369 . شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 5 ، ص 16 . حيدرى ، على نقى ، اصول الاستنباط ، ص 268 و 270 . ابو زهره ، محمد ، اصول الفقه ، ص 278 . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 2 ، ص 672 . حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص 252 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 34 . استصحاب در شبهه حكمى استصحاب يك حكم بعد از شك حاصل از فقدان نص بر بقا يا اجمال نص يا تعارض نصوص استصحاب در شبهه حكمى ، مقابل استصحاب در شبهه موضوعى مىباشد و عبارت است از حكم به بقاى حكمى كه شك در بقاى آن ناشى از نبودن نص يا اجمال نص بر بقاى آن يا تعارض نص بر بقا با نص ديگر است ، مانند : شك در بقاى حكم نجاست آب متغير ، بعد از زوال تغير آن ، به خاطر عدم وجود نص بر بقاى نجاست بعد از زوال تغير ، و يا مانند : شك در وجوب روزه بعد از استتار قرص خورشيد و قبل از ذهاب حمره مشرقيه ، به خاطر اجمال آيه ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ كه مفهوم « ليل » در آن مردد است بين اينكه اول آن « استتار قرص » است يا « ذهاب حمره مشرقيه » ، و يا مانند : شك در بقاى وجوب نماز جمعه در زمان غيبت ، به سبب تعارض نصوص . نكته اول : در اينكه آيا استصحاب از قواعد فقهى است يا از مسائل اصولى ، اختلاف وجود دارد ؛ گروهى آن را از قواعد فقهى مىدانند و برخى قائل به تفصيل شده و گفتهاند : استصحابهايى كه در شبهات حكمى جارى مىشود از مسائل اصولى است و استصحابهايى كه در شبهات موضوعى جارى مىشود از قواعد فقهى محسوب مىشود . نكته دوم : بسيارى از اصوليون هم چون مرحوم « آخوند خراسانى رحمه اللّه » و « مظفر » معتقدند اخبار حجيت استصحاب ، اطلاق و عموميت داشته ، و استصحاب در شبهه حكمى و موضوعى ، هر دو ، را شامل مىشود . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص ( 37 - 36 ) . مغنيه ، محمد جواد ، علم اصول الفقه فى ثوبه الجديد ، ص 351 . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 2 ، ص 130 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص ( 277 - 276 ) . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 4 ، ص 308 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 445 . استصحاب در شبهه مفهومى حكم به بقاى چيزى بعد از شك حاصل از ترديد در مفهوم لغوى و عرفى آن استصحاب در شبهه مفهومى ، در جايى است كه شك در بقاى مستصحب برگرفته از شبهه مفهومى باشد ، مانند : ترديد در اين كه آيا روز با استتار قرص شمس پنهان شدن قرص خورشيد در افق يا با ذهاب حمره مشرقيه ناپديد شدن سرخى از بالاى سر ، كه در هنگام غروب از غرب به سمت شرق كشيده مىشود پايان مىيابد . از سوى اصوليون ديدگاههاى متفاوتى در اينباره ارائه شده است : 1 . برخى در اين مورد به استصحاب تمسك نموده و در مثال بالا ، بقاى روز را استصحاب نمودهاند ؛ به اين بيان كه پيش از آن ، يقين به وجود روز وجود داشت و الآن كه در آن شك داريم ، چون هنوز زوال حمره مشرقيه نشده ، حكم به بقاى روز مىنماييم زوال حمره مشرقيه تقريبا يك ربع بعد از استتار قرص خورشيد صورت مىپذيرد بنابراين بعد از آنكه گردى خورشيد ناپديد شد و هنوز زوال حمره مشرقيه صورت نگرفته ، استصحاب بقاى روز جارى شده و حكم مىگردد كه پايان روز با ذهاب حمره مشرقيه محقق مىشود ؛ 2 . بيشتر محققان اصولى معتقدند استصحاب در شبهه مفهومى جريان ندارد ، زيرا از يك سو ، در واقع ، شخص هيچ ترديدى ندارد ، بلكه مىداند كه هماكنون استتار قرص شده و زوال حمره مشرقيه صورت نگرفته است و تنها در يك مفهوم لغوى يا عرفى ترديد دارد و نمىداند كلمه « نهار » در لغت يا عرف براى چه چيزى وضع شده و آيا پايان روز با استتار قرص خورشيد محقق مىگردد يا با ذهاب حمره مشرقيه . از سوى ديگر ، هيچگونه اثر شرعى بر مفهوم مردد مترتب