مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

167

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

آيا لباسى كه بر تن دارد با نجس ملاقات كرده تا متنجس شده باشد يا ملاقات نكرده تا پاك باشد . بعضى از اصوليون ، استصحاب را در احكام شرعى ، چه احكام كلى و چه احكام جزئى ، جارى مىدانند ، ولى در موضوعات خارجى جارى نمىدانند . اخبارىها اعتقاد دارند استصحاب در احكام شرعى كلى جارى نيست ، ولى در احكام شرعى جزئى و موضوعات خارجى جارى است . بعضى نيز معتقدند استصحاب در احكام شرعى جزئى جارى است ، ولى در احكام شرعى كلى و موضوعات خارجى جارى نيست . « 1 » اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 369 . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 2 ، ص 650 . كوثرانى ، محمود ، الاستصحاب فى الشريعة الاسلامية ، ص 145 . حيدرى ، على نقى ، اصول الاستنباط ، ص ( 269 - 268 ) . استصحاب حكم ظاهرى استصحاب حكم جعل‌شده در ظرف شك يا جهل به حكم واقعى استصحاب حكم ظاهرى ، مقابل استصحاب حكم واقعى است و آن استصحاب حكمى است كه از طريق ادله فقاهتى به دست آمده باشد ؛ به بيان ديگر ، استصحاب حكمى است كه در صورت شك و جهل مكلف به حكم واقعى ، براى وى جعل مىشود ، مانند : استصحاب حكم به دست آمده از اصل برائت . استصحاب حكم ظاهرى گاه به استصحاب حكم به دست آمده از طريق ادله ظنى معتبر امارات اطلاق مىگردد . شهيد صدر ، استصحاب حجيت دليل را از مصاديق استصحاب حكم ظاهرى دانسته است . ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 3 ، ص 48 . طباطبايى حكيم ، محمد تقى ، الاصول العامة للفقه المقارن ، ص 74 . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 309 . استصحاب حكم عقلى استصحاب حكم صادرشده از طرف عقل استصحاب حكم عقلى ، مقابل استصحاب حكم شرعى و به معناى استصحابى است كه مستصحب آن ، حكمى از احكام مستقل عقلى ( مثل حرمت ظلم و قبح تكليف به غير مقدور ) است كه در گذشته نسبت به آن يقين وجود داشته و پس از مدتى به دليلى در بقاى آن شك مىشود و از طريق استصحاب ، به بقاى آن حكم مىگردد . « شيخ انصارى » استصحاب حكم عقلى را ممكن نمىداند ، زيرا موضوع حكم عقلى ، نزد عقل به تفصيل معلوم است و اگر بقاى موضوع را در زمان لاحق ادراك كرد ، حكم قطعى خواهد داد ، و اگر موضوع يا جزئى از موضوع منتفى شده باشد ، به صورت قطعى حكم را منتفى مىداند و در حكم عقل شك راه ندارد . و اما شك در بقاى موضوع نيز اگر ناشى از مشتبه شدن امر خارجى باشد ( مثل اينكه شك كند آيا ضرر موجود در اين مايع سمّى هنوز پابرجاست يا نه ) از اين بحث خارج است ، و اگر ناشى از عدم تعيين تفصيلى موضوع باشد ، در مستقلات عقليه متصور نيست ، زيرا حكم مستقل عقل فقط بعد از احراز موضوع و شناخت تفصيلى آن محقق مىشود . مسئله ديگرى كه بر اين بحث متفرع است ، جواز يا عدم جواز استصحاب در حكم شرعى مستفاد از حكم عقلى است ؛ يعنى در فرضى كه به حكم قاعده « ملازمه بين حكم عقل و حكم شرع » حكمى شرعى از حكمى عقلى استنباط مىگردد و پس از مدتى به دليلى در بقاى حكم شرعى شك مىشود ، آيا مىتوان حكم شرعى سابق را استصحاب كرد يا نه ، مانند اين كه عقل به « حسن رد امانت » حكم كند و سپس از طريق قاعده « كل ما حكم به العقل حكم به الشرع » نتيجه گرفته شود كه رد امانت به صاحب آن واجب شرعى است ، آن‌گاه پس از مدتى شك به وجود آيد كه آيا وجوب سابق هنوز باقى است يا خير براى مثال ، احتمال جنون صاحب آن امانت داده شود و خوف آن باشد كه اگر امانت به او داده شود آن را تلف كند و تحويل‌دهنده ضامن گردد در اين‌گونه موارد ، آيا وجوب سابق را كه از راه حكم عقل به ملازمه به دست آمده است ، مىتوان استصحاب نمود ؟ در حجيت استصحاب حكم شرعى مستفاد از حكم عقلى بين اصوليون اختلاف است : برخى هم چون مرحوم « شيخ انصارى » ، آن را حجت نمىدانند ، اما برخى ديگر مانند مرحوم « محقق نايينى » ، به حجيت آن معتقد مىباشند . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 2 ، ص 650 . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 4 ، ص 323 . حيدرى ، على نقى ، اصول الاستنباط ، ص ( 269 - 268 ) . درينى ، محمد فتحى ، بحوث مقارنة فى الفقه الاسلامى و اصوله ، ج 1 ، ص ( 369 - 367 ) . خضرى ، محمد ، اصول الفقه ، ص 409 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 14 ، ص ( 53 - 38 ) . استصحاب حكم فعلى ر . ك : استصحاب تنجيزى استصحاب حكم كلى حكم به بقاى حكم شرعى كلى استصحاب حكم كلى از اقسام استصحاب كلى و مقابل

--> ( 1 ) . محمدى ، على ، شرح رسائل ، ج 5 ، ص ( 53 - 48 ) .