مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
155
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
استحسان به قرآن ر . ك : استحسان قرآن استحسان به قياس خفى ر . ك : استحسان قياسى استحسان به مصلحت ر . ك : استحسان مصلحى استحسان به نص ر . ك : استحسان نص استحسان سنت خروج از حكم قياس يا قاعده عام به سبب تمسك به سنّت نبوى در مورد خاص استحسان سنت از اقسام استحسان نص و به معناى خروج حكم موضوعى خاص از شمول حكم كلى به دست آمده از راه قياس ، به سبب استنباط حكم آن موضوع از راه تمسك به سنت نبوى ، مىباشد . به بيان ديگر ، از راه سنت نبوى ، حكم مسألهاى به دست مىآيد و اين امر موجب خروج آن از تحت حكم كلىاى مىگردد كه در گذشته از طريق قياس براى آن اثبات شده است . براى مثال ، مقتضاى قياس ( قاعده كلى ) فساد روزه به سبب خوردن و آشاميدن مىباشد ، چه اين خوردن و آشاميدن از روى فراموشى باشد و چه به عمد ؛ ولى نصى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله وارد شده است كه خوردن و آشاميدن از روى فراموشى را موجب بطلان روزه نمىداند ( من اكل او شرب ناسيا فليتمّ صومه فانما اطعمه اللّه و سقاه ) . در اينجا ، وجود نص ، سبب خروج اين مصداق از حكم كلى استنباط شده از قياس مىگردد . به اين صورت ، حكم به بقاى روزه كسى كه از روى فراموشى بخورد يا بنوشد ، استثنا بر حكم كلىاى است كه از قياس ( هرگونه مفطرى موجب فساد روزه است ) به دست آمده است . نيز ر . ك : استحسان نص . زحيلى ، وهبه ، الوجيز فى اصول الفقه ، ص 87 . زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 2 ، ص 743 . ابو زهره ، محمد ، اصول الفقه ، ص 249 . استحسان ضرورت عدول از حكم قياس يا قاعده عام در مورد خاص ، به سبب ضرورت استحسان ضرورت ، به معناى عدول از حكم قياس به سبب ضرورت ايجابكننده آن مىباشد ؛ براى مثال ، از نظر اسلام نگاه به بدن نامحرم و لمس كردن آن حرام است ، اما اگر ضرورت ايجاب كند مىتوان بر خلاف اين حكم رفتار نمود ؛ براى مثال ، پزشك جراح و قابله مجازند به هنگام ضرورت ، به بدن نامحرم نگاه كرده يا آن را لمس نمايند . در كتاب « اصول الفقه » آمده است : « الاستحسان بالضرورة : و هو ان توجه ضرورة تحمل المجتهد على ترك القياس و الاخذ بمقتضى ضرورة او الحاجة مثل تطهير الآبار و الاحواض التى تقع فيها نجاسة فمقتضى القياس انه لا يمكن تطهيرها بنزح الماء كله او بعضه لان نزح بعض الماء الموجود في البئر او الحوض لا يؤثر في طهارة الباقى فيها و نزح كل الماء لا يفيد في طهارة ما ينبع من ماء جديد لملاقاته محل النجاسة في قاع البئر و جدرانه » . « 1 » زحيلى ، وهبه ، الوجيز فى اصول الفقه ، ص 88 . ابو زهره ، محمد ، اصول الفقه ، ص 249 . محمدى ، ابو الحسن ، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه ، ص 244 . بحر العلوم ، محمد ، الاجتهاد اصوله و احكامه ، ص 104 . استحسان ظنى عدول از حكم قياس يا قاعده عام به دليل مصالح جزئى مفيد ظنّ استحسان ظنى ، مقابل استحسان قطعى و به معناى عدول از حكم قياس به دليل مصالح جزئى مفيد ظن مىباشد . اين استحسان موجب ظن به حكم مىگردد . هرگاه بحث از « استحسان » به ميان مىآيد منظور همين نوع استحسان است كه در حجّيت آن بحث و گفتوگو است . نيز ر . ك : استحسان . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 531 . استحسان عرف عدول از حكم قياس يا قاعده عام به سبب عرف استحسان عرف ، به معناى خروج از حكم كلى به دست آمده از قياس يا قاعدهاى عام به سبب عرف است ؛ براى مثال ، قاعده كلى در اجاره اين است كه مشتمل بر جهل نباشد ، اما نزد عرف مرسوم است كه اجاره حمام با اجرت معينى انجام مىشود و مورد اجاره كه مقدار آب مصرفى و مدت ماندن در حمام است ، معين نشده و مجهول مىماند . زحيلى ، وهبه ، الوجيز فى اصول الفقه ، ص 88 . ابو زهره ، محمد ، اصول الفقه ، ص 249 . بحر العلوم ، محمد ، الاجتهاد اصوله و احكامه ، ص 103 . استحسان قرآن عدول از حكم قياس يا قاعده كلّى به سبب آيه قرآن در مورد خاص استحسان قرآن از اقسام استحسان نص به شمار مىرود و در جايى كاربرد دارد كه آيهاى از قرآن مجيد باعث خروج حكم
--> ( 1 ) . زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 2 ، ص 745 .