مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
152
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
استحباب طلب غير اكيد ملازم با جواز ترك استحباب ، از اقسام احكام ترخيصى و نوعى حكم شرعى تكليفى است كه به معناى الزام و طلب غير اكيد مولا به انجام فعلى داراى مصلحت غير ملزمه است ؛ به بيان ديگر ، قانونگذار ( شارع ) مكلف را به انجام متعلق آن تشويق و تحريص مىنمايد ، ولى او را ملزم به انجام آن نمىكند ؛ به اين صورت كه به فعل آن ثواب مىدهد ، ولى ترك آن را موجب عقاب نمىداند ، مانند : استحباب نمازهاى نافله و روزه مستحبى . زهير المالكى ، محمد ابو النور ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 50 . عبد البر ، محمد زكى ، تقنين اصول الفقه ، ص 15 و 31 . حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 20 . زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 1 ، ص 76 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 4 ، ص ( 161 - 160 ) . همان ، ج 3 ، ص ( 222 - 204 ) . همان ، ج 7 ، ص ( 144 - 113 ) . استحباب احتياط ر . ك : حسن احتياط استحباب ارشادى ارشاد عقل به نيكو بودن چيزى استحباب ارشادى ، مقابل استحباب مولوى مىباشد و آن ، استحبابى است كه مفاد آن راهنمايى و ارشاد عقل به حسن چيزى است ، در جايى كه در اين حكم استقلال دارد ( مستقلات عقلى ) ، مانند : حسن احترام به پدر و مادر ؛ به خلاف استحباب مولوى كه لازمه آن بعث غير الزامى به انجام فعل مىباشد . فرق استحباب ارشادى با استحباب مولوى ، يكى در داشتن ثواب است ، كه بنا بر مولوى بودن استحباب ، انجام آن كار ثواب دارد ؛ درحالىكه اگر استحباب ارشادى باشد ، ثوابى به آن تعلق نمىگيرد . و ديگرى در قصد قربت و قصد امر مىباشد ، كه در استحباب مولوى ، با قصد امر استحبابى ، فعل عبادى مىشود ؛ درحالىكه در استحباب ارشادى ، با قصد امتثال امر استحبابى ، فعل عبادى نمىشود . ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 3 ، ص ( 166 - 165 ) . استحباب استقلالى مستحب بودن نفس يك عمل بدون لحاظ آن در ضمن يك كلّ استحباب استقلالى ، مقابل استحباب ضمنى مىباشد و آن ، استحبابى است كه بهطور مستقيم و به خاطر مطلوبيت غير اكيد ، به نفس موضوع تعلق مىگيرد ، مانند استحباب غسل جمعه . به بيان ديگر ، استحبابى كه ضمنى مثل استحباب اجزاى نماز مستحبى نباشد ، استحباب استقلالى نام دارد . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 5 ، ص 149 . استحباب بدلى بدل شرعى يا عقلى داشتن متعلق استحباب استحباب بدلى در مواردى است كه متعلق استحباب عقلا يا شرعا داراى بدل و جانشينى باشد كه در عرض آن بوده و مكلف مىتواند يكى از آنها را انجام دهد ، بهگونهاى كه با امتثال هريك از آنها ، به او ثواب تعلق مىگيرد و امتثال بقيه لازم نيست ، مانند : استحباب غسل جمعه از اذان صبح تا اذان ظهر كه مكلف عقلا مخير است آن را در هر ساعت از اين مدت ، به جا آورد . و يا اينكه در روز عيد قربان ، قربانى كردن مستحب است و مكلف شرعا اختيار دارد گوسفند ، گاو يا شتر قربانى كند . حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 2 ، ص 361 . استحباب ضمنى مستحب بودن جزئى از كلّ به اعتبار استحباب كلّ استحباب ضمنى ، استحبابى است كه عقل آن را از تعلق استحباب به موضوع داراى اجزا و به كمك انحلال امر استحبابى متعلق به كل و سرايت آن به تكتك اجزا ، به دست مىآورد . بنابراين ، وقتى كه استحباب به كل موضوع داراى اجزا تعلق مىگيرد ، عقل به استحباب اجزاى آن بهطور ضمنى حكم مىكند ؛ يعنى با انحلال حكم استحباب متعلق به كل به تعداد اجزاى آن ، احكام استحبابى ضمنى به دست مىآيد و هر جزء به تنهايى استحباب ضمنى مىيابد . بنابراين ، استحباب ضمنى و استحباب غير ضمنى ( استقلالى ) دو حكم استحبابى جداگانه نيست ، بلكه يك استحباب بوده و تغاير آن دو اعتبارى است . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 5 ، ص 149 . استحباب طريقى استحباب يك شىء به خاطر رساندن مكلّف به مصلحت واقعى استحباب طريقى ، استحبابى است كه شارع آن را به خاطر رساندن مكلف به حكم واقعى جعل كرده و طريق به واقع قرار داده است ؛ يعنى براى حفظ مصلحت واقع جعل شده است ، مثل : استحباب احتياط كردن ، چون احتياط ، طريقى براى رسيدن به واقع و دورى از محرمات احتمالى است . ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 3 ، ص 169 . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 344 .