مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
121
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
چيزى كه حق بودنش براى تو معلوم است ؛ پس دنبال آن برو ، و چيزى كه گمراهى آن براى تو آشكار است ؛ پس از آن اجتناب كن ، و چيزى كه نه حق بودن آن معلوم است و نه گمراهى آن بلكه در آن اختلاف وجود دارد ؛ پس آن را به خدا واگذار كن . « 2 » 3 . « نعمان بن بشير » از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل مىكند كه آن حضرت فرمود : « حلال بيّن و حرام بيّن و بينهما شبهات لا يعلمها كثير من الناس ، فمن اتقى الشبهات استبرأ لدينه و عرضه و من وقع في الشبهات وقع في الحرام ، كراعى الغنم حول الحمى يوشك ان يقع فيه ، الا إنّ لكل ملك حمي و ان حمى اللّه تعالى محارمه ؛ حلالى است آشكار و حرامى است آشكار و بين اين دو ، امور شبههناكى وجود دارد كه بيشتر مردم از آن اطلاع ندارند ، پس كسى كه از شبهات پرهيز كند ، دين و عرض خود را بيمه نموده است ، و كسى كه دنبال امور شبههناك برود داخل در حرام مىشود ؛ مثل چنين شخصى همانند چوپانى است كه گوسفندان را نزديك مزرعه ديگران مىبرد كه هر لحظه امكان دارد گوسفندان داخل در زراعت همسايه شوند . آگاه باشيد كه براى هر سلطانى قرقگاهى است و قرقگاه حق امورى است كه او حرام نموده است . 4 . از امام باقر عليه السّلام نقل شده كه فرمود : « رسول خدا فرموده است : ايها الناس حلالى حلال الى يوم القيامة و حرامى حرام الى يوم القيامة . . . و بينهما شبهات من الشيطان و بدع بعدى من تركها صلح له امر دينه و صلحت له مروّته و عرضه و من تلبس بها و وقع فيها و اتبعها كان كمن رعى غنمه قرب الحمى و من رعى ماشيته قرب الحمى نازعته نفسه الى ان يرعاها في الحمى ؛ اى مردم ! آنچه من حلال نمودهام تا روز قيامت حلال است و آنچه را حرام نمودهام تا روز قيامت حرام است . . . و بين اين دو شبهههايى است از شيطان ، و بعد از من بدعتهايى پيدا مىشود كه اگر كسى آنها را ترك كند امور دين او اصلاح مىشود و همچنين جوانمردى و آبروى او حفظ مىشود و كسى كه جامه اين امور را به تن نمايد داخل در آنها خواهد شد و دنبالهرو آنها است ، همانند كسى كه گوسفندان خود را نزديك قرقگاه ديگران مىبرد كه خواهناخواه اين شخص وسوسه مىشود گوسفندان را داخل در مزرعه ديگران كند . « 3 » به اين احاديث ، اشكالاتى وارد شده است ، از جمله اينكه اوامر آنها ارشادى و استحبابى است . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص 68 . سجادى ، جعفر ، فرهنگ معارف اسلامى ، ج 1 ، ص 102 . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 5 ، ص ( 97 - 91 ) . خمينى ، روح اللّه ، انوار الهداية فى التعليقة على الكفاية ، ج 2 ، ص 88 . خمينى ، روح اللّه ، تهذيب الاصول ، ج 2 ، ص 198 . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 1 ، ص 350 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 11 ، ص ( 332 - 325 ) . اخبار تخيير احاديث دلالتكننده بر حجيت يكى از اخبار متعارض متعادل بهطور نامعيّن اخبار تخيير ، به دستهاى از روايات گفته مىشود كه در باب تعارض اخبار ، براى يكى از دو خبر متعارض متعادل بهطور نامعين اثبات حجيت مىكنند . « 1 » توضيح : وقتى دو يا چند روايت با يكديگر تعارض كنند ، نخست به مرجحات باب تعارض مراجعه مىشود و اگر دو روايت از هر نظر باهم مساوى باشند و مرجحى براى يكى از آنها پيدا نشود ، بايد يكى از دو خبر را بنا بر ابتدايى بودن تخيير انتخاب كرده و تا آخر طبق آن عمل نماييم و الا اگر مدتى به يكى و مدتى بعد به ديگرى عمل شود ، مخالفت قطعى لازم مىآيد . مشهور اصوليون ، عمل به روايات تخيير را هنگام تعادل واجب مىدانند . يكى از اخبار تخيير ، خبر ابن جهم از امام رضا عليه السّلام است : « قلت : يجيئنا الرجلان و كلاهما ثقة بحديثين مختلفين و لا يعلم ايهما الحق ؟ قال : فاذا لم يعلم فموسع عليك بايهما اخذت ؛ از امام هشتم عليه السّلام سؤال نمودم : دو راوى كه هر دو آنها ثقه هستند دو حديث مختلف براى ما نقل مىكنند و نمىدانيم كداميك حق است ، حضرت فرمود : هنگامى كه اينچنين شد شما اختيار داريد به هركدام كه خواستيد ، عمل كنيد » « 2 * » . سبحانى تبريزى ، جعفر ، المحصول فى علم الاصول ، ج 4 ، ص 493 . حيدرى ، على نقى ، اصول الاستنباط ، ص 302 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 502 . طباطبايى قمى ، تقى ، آراؤنا فى اصول الفقه ، ج 3 ، ص ( 221 - 217 ) . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 7 ، ص 338 . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 589 . مغنيه ، محمد جواد ، علم اصول الفقه فى ثوبه الجديد ، ص ( 440 - 439 ) . خمينى ، روح اللّه ، الرسائل ، ج 2 ، ص 48 . جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 8 ، ص 102 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 6 ، ص 178 . اخبار تراجيح ر . ك : اخبار ترجيح
--> ( 2 ) . حر عاملى ، محمد بن حسن ، وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 118 . ( 3 ) . همان ، ص 124 . ( 1 ) . ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 4 ، ص 433 . ( 2 * ) . حر عاملى ، محمد بن حسن ، وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 87 .