جلال جلالى زاده
98
مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى )
ازدواج باطل : ازدواجى است كه فاقد يكى از اركان ازدواج يا يكى از شرطهاى صحت ازدواج باشد . إزار : پيراهنى كه نيمهى پايين بدن و پايينتر از آن را مىپوشاند و آن ما بين ناف تا زانو است . إسبال : آويزانكردن و انداختن . استخلاف : جانشين قرار دادن ، اگر امام در اثناى نماز يا خطبه دچار حدث شود جايز است ديگرى را جانشين خود قرار دهد . نور / 55 ، أعراف / 129 إستئذان : درخواست اجازه تصرف از كسى كه حق إباحه از آن اوست . آن يا براى ورود به منزل است يا براى تصرف در حق غير است . نور / 59 و 62 استئناف : دوباره انجام دادن كارى ، در عبادت ، دعوى ، فتح . استبدال : جايگزينكردن مالى به جاى مالى ديگر در معاملات ، يا زنى به جاى زنى ديگر ، يا تبديل قيمت يا دين به چيزى ديگر . نساء / 20 ، توبه / 39 استبراء : 1 - تلاشى كه پس از استنجاء براى پاككردن مجارى ادرار مىشود 2 - مدت زمانى كه زن به برائت و پاكى رحمش يقين پيدا مىكند . يونس / 41 إستتابه : درخواست توبهكردن از كسى ، توبه يعنى ترك گناه و پشيمانى از انجام آن و تصميم بر عدم بازگشت به آن . طه / 82 ، تحريم / 8 إستتار : خود را از ديد مردم پنهان نگاه داشتن . إستتار در نماز ، در قضاى حاجت ، در هنگام غسل ، در ارتكاب گناه يعنى اگر مرتكب گناهى شد آن را آشكار نكند . إستثمار : درخواست بهرهبردارى از چيزى . يس / 35 إستجداء : درخواست صدقات از مردم . إستجرار : خريدن كالاى مورد نياز از فروشنده به تدريج و پرداختن بهاى آن در آخر . إستجمار : پاككردن به وسيله سنگ .