جلال جلالى زاده

93

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى )

إحتباس : نگهدارى مال براى رعايت مصلحت نگهدارنده كه يا به نسبت جمع است يا فرد . مائده / 106 إحتجار : سنگ‌چينى ، حصار كشيدن اطراف زمين و منع ديگرى از آن . بقره / 60 و 74 إحتجام : حجامت گرفتن . إحتراف : پيشه‌اى را اختياركردن كه داراى احكامى است . فرق بين احتراف و اكتساب آن است كه إحتراف نوعى از كسب است چون كسب يعنى : بدست آوردن مال چه از طريق حرفه باشد يا نباشد . إحتساب : كارى را براى رضاى خدا انجام دادن . طلاق / 3 ، زمر / 47 إحتشاش : چيدن و جمع‌كردن گياه ، جمع‌كردن گياهان خشك به قصد به تملك درآوردن آنها . إحتضار : فرارسيدن مرگ ، آغاز جان كندن ، وجه تسميه ، حضور مرگ يا فرشتگان يا نزديكان ميت است . بقره / 133 و 180 إحتطاب : هيزم جمع‌كردن . جن / 15 إحتفال : جمع شدن افراد در يك مكان مشخص در مناسبت خاص با اظهار شادى كه يا مذهبى يا ملى يا خانوادگى است . إحتقان : داراى دو معنى است : 1 - ادرار يا مدفوع را در شكم نگه داشتن 2 - آمپول زدن . إحتكار : نگهداشتن و انباركردن ما يحتاج عمومى به قصد گران‌فروشى يا ايجاد نارضايتى در بين مردم . فرق بين احتكار و ادّخار آن است كه احتكار موجب ضرر زدن به مردم است اما ادخار گاهى موجب ضرر و گاهى مضر نيست مانند اندوختن پول و يا ما يحتاج مردم توسط دولت . إحتلام : 1 - بالغ شدن 2 - جماع در خواب ، خروج منى بر اثر نوعى از تخيلات غيرارادى جنسى كه در خواب صورت مىگيرد . آثار إحتلام : 1 - وجوب غسل 2 - بالغ شدن 3 - باطل نبودن روزه ، اعتكاف ، إحرام ، حج و عمره ،