جلال جلالى زاده
90
مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى )
علما ، زمامداران و كافران و فاسقان مىشود . نساء / 110 ، اعراف / 157 ، بقره / 120 إتحاد الذمه : اگر طلبكار و بدهكار در يك شخص جمع شوند اتحاد ذمه است مانند اينكه زيد از بكر هزار تومان طلبكار باشد و زيد بميرد و تنها وارث او بكر باشد . إتلاف : از بين بردن مال ، ناقص كردن و يا ضرر زدن و بلااستفاده كردن آن است . مالى را از حيز انتفاع ساقطكردن . كه حكم آن بر دو نوع است : 1 - إتلاف مشروع 2 - غير مشروع . متلف ( تلفكننده ) يا انسان است يا حيوان يا ابزار يا آفت آسمانى ، إتلاف يا مستقيم است يا غيرمستقيم . إتلاف با از بين بردن اصل چيزى يا منفعت آن يا مخلوطكردن آن است و آثار آن يا پاداش است يا مجازات بدنى و يا ضمان است . إتمام : به انجام رسانيدن يك تعهد را إتمام گويند . قصص / 27 ، بقره / 233 إثبات : ارائه دليل در محضر قاضى براى صحت ادعاست . راههاى اثبات حق يا انكار آن : 1 - إقرار 2 - گواهى دادن 3 - استفاضه ( انتشار خبر ) 4 - يك گواه با سوگند 5 - سوگند 6 - خبر دادن با سوگند 7 - رد سوگند به مدعى ( خواهان ) 8 - نكول ( منصرف شدن از سوگند ) 9 - نظر كارشناسى 10 - نشانههاى قوى 11 - قرعهكشى . محل إثبات : 1 - مال 2 - حق 3 - ماه 4 - آنچه كه تنها از جهت مدعى دانسته مىشود . بقره / 185 و 188 ، رعد / 39 ، نحل / 94 ، طلاق / 2 ، مائده / 107 ، مائده / 89 . أثطّ : كسى كه صورتش مو نداشته باشد ، كوسه . إثراء : إستغناء و ثروتمندى ، أثرى الرجل ، مرد ثروتمند شد ، الاثراء بلا سبب ، ثروت بادآورده . إثم : گناه ، آنچه كه بر عمل معصيت مترتب مىشود و آنچه كه مجازات بر آن مترتب مىشود .