جلال جلالى زاده
88
مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى )
زكات ، ضمانت ، عقود ، مجازات بدنى مؤثر است . [ اصطلاحات فقهي ] [ ( آ ا ) ] آل : در أصل أهل بوده كه هاء آن براى سهولت در تلفظ به همزه تبديل شده است ، پيرو ، سپاه ، خانواده و نزديكان . بقره / 49 و 50 ، حجر / 59 آمة : زخمى است در سر ، كه به مغز برسد ، پوست نازكى كه مغز را مىپوشاند . آيسه : زنى كه عادت ماهيانه او قطع شده و اميدى به عادت ماهيانه ندارد . طلاق / 4 إباحه : داراى دو معنى است : 1 - اجازه دادن در انجام و ترك 2 - ممنوع نبودن . در اصطلاح حكمى است كه مقتضى مخير شدن در بين انجام و يا ترك فعل است . إباحه با ملك و رخصت متفاوت است . إباحه قسمتى از هبه است كه بر مجهول هم جارى مىشود ، تو در استفاده از دارايى من آزاد هستى هرچه بخورى . علما درباره حكم اشياء پيش از آمدن دين ، سه قول دارند : يكم : حرام ، دوم : إباحه ، سوم : در منافع إباحه و در ضررها حرام است . إباضيه : فرقهاى از خوارج كه اكنون در كشور عمان هستند . إبتداع : بدعتگذارى ، كه در سه مورد است : در عقيده ، عبادت و عادت ، كه هركدام داراى حكمى است . إبتياع : از ريشهء بيع به معناى خريدن است . بقره / 254 إبتزاز : چيزى را با زور از كسى گرفتن . دربودن إبدال : جايگزينكردن چيزى به جاى چيزى ديگر . نساء / 20 و 2 إبراء : يعنى آزادكردن ديگرى از حقى كه بر ذمه او ثابت است ، إبراء با لفظ إبراء و اسقاط و هرواژهاى كه گوينده قصد برى و آزادكردن ذمه ديگرى را داشته باشد انجام مىگيرد . أركان إبراء : أ - مبرىء ( تبرئهكننده ) ب - مبرأ ( تبرئهشده ) ج - صيغه إبراء د - مبرأ منه . يوسف / 53