جلال جلالى زاده
50
مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى )
نفى الجواز : در حقيقت براى تحريم است گاهى بر رفع حرج اطلاق مىشود . يجوز : هرگاه به عقود نسبت داده شود به معناى صحت است و هرگاه به أعمال نسبت داده شود به معناى حليت است . ينبغى - لا ينبغى : ينبغى اكثرا در مندوب و وجوب به كار برده مىشود و به وسيله قرينه بر يكى از آنها حمل مىشود و گاهى براى جواز و ترجيح به كار برده مىشود . لا ينبغى : گاهى براى تحريم يا كراهت به كار مىشود . إجزاء : حصول امتثال و پيروى به سبب آن و برائت ذمه به سبب آن است . إجتهاد : بهكارگيرى توان براى رسيدن به هدف . إرسال : رهاكردن . إستخبار : آگاهى جستن ، كلامى كه بر درخواست حاصل شدن صورت چيزى در ذهن بهگونهاى كه حاصل مىشود دلالت كند . استدلال : طلب دليل كردن . إشفاق : انتظار رنج و سختى را داشتن . إلتماس : درخواست از كسى كه در رتبه و مقام با درخواستكننده يكسان باشد . إمتثال : انجام مأموربه ، بهگونهاى كه آن را محقق سازد . إنذار : ابلاغ و ترساندن و هشدار دادن . بديهى : آنچه كه بدون كمك خواستن از حواس و به محض تفكر ثابت مىشود . تأليف : نهادن چيزها در كنار هم خواه اينكه مرتب باشند يا نه . تخييل : حركت نفس در محسوسات . ترجى : انتظار چيزى كه اعتمادى به دستيابى به آن نيست .