جلال جلالى زاده

47

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى )

أقوى : اين اصطلاح را امام رافعى در كتاب المحرر ذكر كرده و در تعريف آن گفته است : وجهى كه در معنا قوىتر باشد . أقوم : سخنى كه بدور از مخالف و معارض باشد . أقيس : آنچه كه قياسش در اصل و جامع يا يكى از آنها قوى باشد ، امام غزالى اين اصطلاح را در « الوسيط » و رافعى در « المحرر » آورده است . احوط : هرگاه در دو قول يا دو وجه معنا و قياس باشد و در يكى از آنها اشاره به نصى از شارع يا تعميم نص براى مراعات آن شده باشد الاحوط گفته مىشود . اين اصطلاح را رافعى در « المحرر » آورده است . هذا مجمع عليه : هرگاه شافعيه چنين اصطلاحى را بر زبان آورند مرادشان اجماع آنان و ديگر مذاهب است . اتفقوا ، و هذا مجزوم به ، و هذا لا خلاف فيه : اين الفاظ بيانگر ترجيح رأى به اتفاق همه علماست و تأكيد آنان بر اين‌كه مخالفى وجود ندارد . العمل على خلافه ، و عليه العمل : شافعيه اين صيغه را هنگامى به كار مىبرند كه عمل به مسأله‌اى بر خلاف قول أشهر از حيث دليل باشد . پس هرگاه در بين ترجيح از جهت دليل مذهب و ترجيح از جهت عمل تعارض باشد ، عمل به جهتى كه به آن عمل مىشود جايز است . لكن : شافعيه رأى پس از لكن را معتمد مىداند اما اگر مسأله با لفظ « كما » مقيد شود ماقبل لكن معتمد است در حالى كه بشيشى مابعد لكن را معتمد مىداند خواه اينكه قبل از آن كما يا حرف ديگرى باشد ، ابن حجر مابعد كما را معتمد مىداند .