جلال جلالى زاده

121

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى )

تحجيل : شستن بالاتر از آرنج در دستها و كعبين در پاها را گويند . تحجير : مشخص‌كردن قطعه‌اى از زمين به وسيله سنگ ، حصار كشيدن ، كه آغازى براى احياى زمين است . ايجاد محدوده . تحرّى : ظن غالب در جستجوى چيزى هنگامى كه شناخت واقعى آن ممكن نباشد . تحريش : تحريك حيوانات بر ضد يكديگر ، به جان هم انداختن آنها . تحريض : تشويق بر انجام كارى . نساء / 84 تحريم : منع‌كردن از چيزى . تحريم يا از سوى شرع است يا بشر و تحريم بشر يا بر خود شخص است يا ديگرى و محرمات يا خودشان حرامند يا به سبب ديگرى . تحريم داراى آثارى است : 1 - گناه و مجازات 2 - عدم استحقاق عوض بر آن 3 - درست نبودن گرفتن آن 4 - عدم استحقاق بهره آن 5 - حلال نبودن آن . بقره / 173 ، أنعام / 151 تحريمة : گفتن تكبيرة الاحرام در آغاز نماز و ركنى است كه نماز بدون آن درست نيست . تحسينيات : كارهايى هستند كه ضرورى و مورد نياز نيستند ولى پسنديده هستند . تحصيل : استخراج طلا و نقره از معدن . تحصين : ايجاد مانع كه بر دو قسم است : 1 - ايجاد موانع جنگى 2 - تحصين انسان در مقابل جهل و بىدينى . تحفيل : ندوشيدن شير حيوان تا اينكه در پستانهايش جمع شود و براى فريب مشترى است . تحكيم : انتخاب داور از سوى طرفين نزاع براى حل نزاع . فرق بين تحكيم و صلح ، در تحكيم حكم قضائى است و تنزل از حق نيست . مائده / 43 ، نساء / 65 تحلل : خروج از دائره حرمت با انجام عمل مشروع به‌گونه‌اى كه انجام عملى كه بر او حرام بود ، حلال شود . مائده / 2