جلال جلالى زاده
117
مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى )
قيمت واقعى است آن را بگير و به فروش و نيازت را برآورده كن ، كالا را از او مىگيرد و آن را به كمتر از قيمت مىفروشد و سبب ناميدن آن به تورق آن است كه مقصد خريدار پول است و نه خريد و معامله را بهخاطر رسيدن به پول انجام مىدهد . 16 - بيع الضمان ( بيع الثمار قبل به دو صلاحها ) : يعنى فروش محصولات كشاورزى قبل از اينكه نشانههاى رسيدن آنها آشكار شود . 17 - بيع ملامسه : معاملهاى است كه هركدام از خريدار و فروشنده لباس ديگرى را لمس نمايد . 18 - بيع منابذه : معاملهاى است كه هركدام از خريدار و فروشنده لباسش را براى فروش به سوى ديگرى بيندازد . 19 - بيع حصاة : سنگى را مىاندازم به هركدام از لباسها إصابت كرد آن لباس را به تو فروختم . 20 - بيع عربون : مشترى كالايى را مىخرد و مبلغى به فروشنده مىدهد كه اگر كالا را تحويل گرفت به عنوان قيمت محسوب مىشود و اگر كالا را برگرداند از آن فروشنده باشد . 21 - بيع مزايده : كالايى را در معرض فروش قرار دادن و به تدريج قيمت آن را افزايش دادن تا با بالاترين قيمت فروخته شود و جايز است . 22 - بيع نجش : شخصى در بيع مزايده دخالت مىكند و به قيمت كالا مىافزايد و در واقع قصد خريد كالا را ندارد . 23 - بيع مزابنه : بيع خرماى تر به خشك . 24 - بيع نسيئه : مبيع نقد و قيمت آن مؤجل و مدتدار باشد . 25 - بيع عرايا : فروختن تخمينى خرماى روى درخت به خرماى خشك براى مصرف خانواده نه تجارت . 26 - بيع الوفاء : آن است كه فروشنده مالى را در مقابل بهايى يا دينى كه برعهده اوست بفروشد به