جلال جلالى زاده

111

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى )

أنعام : چهارپايان ؛ حيواناتى كه سم دارند . يونس / 24 ، فرقان / 44 إنفاذ : اجازه دادن ، إظهار تمايل صاحب حق و موافقت او بر امضاى عقد . انفاق : بخشيدن مال براى رسيدن به منفعت مادى يا معنوى ، دنيوى يا أخروى ، تأمين هزينه كسانى كه نفقه آنان بر شخص واجب است . كهف / 42 ، فاطر / 29 إنفساخ : برهم خوردن عقد و قرارداد ، فسخ و انحلال عقد و بيع مثل فسخ مبيع با از بين رفتن بيع قبل از تحويل آن به مشترى ، بىاثر شدن كارى خارج از اراده به‌وجودآورنده آن . أنفال : مالى كه از كافران جنگجو بر اثر جنگ يا بدون جنگ به مسلمانان مىرسد . درباره‌ى انفال چند قول است : 1 - غنيمت 2 - فيىء 3 - خمس . أنفال / 1 إنقاذ : نجات دادن . آل عمران / 103 أولاد رضاعى : فرزندانى كه با شرايط خاصى از زنى غير از مادرشان شير خورده باشند . نساء / 23 أهل الحل و العقد : صاحبان نفوذ كه در ميان مردم پايگاه دارند مثل عالمان ، رئيسان و معتمدان و در عصر حاضر نمايندگان مردم در مجلس . أهل ذمه : أهل كتاب كه در حمايت حكومت اسلامى باشند . توبه / 10 أهلية : شايستگى پيداكردن انسان براى واجب شدن حقوق مشروع به سود يا زيان او . بودن انسان به گونه‌اى كه تعلق حكم به او درست باشد . بر دو قسم است : أهليت وجوب ، أهليت أداء . أهل رده : كسانى كه پس از رحلت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرتد شدند . محمد / 25 ، مائده / 54 أيام البيض : روزهاى سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم هرماه قمرى كه روزه گرفتن در آنها مستحب است . إهلال بالحج : لبيك را با صداى بلند گفتن .