محمد خوانسارى
82
فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )
« ايجاب چيزى در خارج چيزى را فرع ثبوت آن چيز بود در خارج » ( درّة التاج ، ص 64 ) . « و معدوم از آنروى كه معدوم است متصوّر نيست و نتوان گفت كه از آن روى كه معدوم است متصوّر است . بلكه از آنروى كه او را ثبوتى در ذهن است متصوّر است » ( درّة التاج ، ص 66 ) . 2 - به ايجاب بر چيزى حمل شدن ، براى چيزى ثابت بودن . ثلاثى ( - قضيهء ثلاثى ، ص 187 ) . ثنائى ( - قضيهء ثنائى ، ص 187 ) .