محمد خوانسارى

58

فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )

وصفى . تركيب اضافى مانند همان « زن احمد » و « آب رودخانه » ، تركيب وصفى مانند « زن پارسا » و « آب شور » . فرق تركيب اضافى و تركيب وصفى اين است كه مضاف و مضاف اليه دو چيز است ، ولى صفت و موصوف يك ذات است . به همين سبب مضاف اليه را نمىتوان به مضاف نسبت داد و مثلا گفت : « زن احمد است » . اما موصوف را مىتوان به صفت اسناد داد و گفت : « زن پارسا است » و « آب شور است » . تركيب خبرى تركيبى كه قابل تصديق و تكذيب باشد . مانند « خدا دانا است » ، « عالم قديم نيست » ( - / تركيب انشائى ) . ( - خبر ص 106 ، قضيّه ص 195 ) . تزيينات مطالبى كه موجب آراستن خطابه مىشود . « آنچه توابع خطابت بود كه آن را تحسينات و تزيينات خوانند سه صنف بود . . . » ( اساس ، 574 ) . تسليم مسلّم داشتن ، قبول داشتن . « و قياس حجّتى باشد كه لازم آيد از تسليم آنچه وضع كرده باشند در آن ، لذاتها تسليم قضيه‌اى كه مذكور نيست [ در اصل : مذكورست ] در حجت » ( درّة التاج ، 123 ) . « مراد از لزوم نتيجه هم نه آن است كه نتيجه صادق بود ، بل آن است كه تسليم قياس مقتضى وجوب تسليم نتيجه بود » ( اساس ، 187 ) . تشكيك از حيث شدّت و ضعف يا تقدّم و تأخر با اوّليّت يا أولويّت اختلاف داشتن ، بنحو يكسان بر افراد صادق نبودن ( - مشكّك ، ص 244 ) . « وجود بر موجودات به تشكيك محمول بود . چه موجود به خود از موجود به غير ، و قائم بذات خود از قائم به غير ، و موجود قارّ از موجود غير قارّ ، به وجود أولى باشند . پس وجود جنس اين مقولات نبود ، بل از قبيل لوازم باشد » ( اساس ، 35 ) [ زيرا اگر جنس بود مقول به تشكيك نبود ] . تصديق اسناد چيزى به چيز ديگر به ايجاب يا به سلب ، مانند تصديق به اينكه « زمين كروى است » و « زمين ساكن نيست » ( - / تصور ) . هر تصديق مستلزم سه تصور ، يعنى موقوف و موكول به سه تصور است :