محمد خوانسارى
49
فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )
بيّن يا بيّن بنفس آنچه خودبخود روشن و معلوم و شناخته و دانسته است و احتياجى به تعريف يا به اثبات ندارد ( - بديهى ، اوّلى ، ضرورى ) ( - / نظرى ، اكتسابى ، مكتسب ) ( - اوّليّات ، ص 43 ) . « معانى متصوّر در عقول و اذهان يا به نفس خود بيّن و مستغنى از اكتساب بود يا نبود . و قسم اول يا معقول محض بود ، مانند وجود و وجوب و امكان و امتناع ، يا محسوس بود به حواسّ ظاهر مانند حرارت و برودت و سواد و بياض و نور و ظلمت ، يا مدرك به حواس باطن و وجدان نفس مانند شادى و غم و خوف و شبع و جوع ، ( اساس ، 412 ) . « و آنچه بيّن نبود اگر مركب و معلول بود و مقوّمات و عللش بيّن بود ، آن را به حدود اكتساب توان كرد اكتسابى تامّ » ( اساس ، 414 ) « و لازم ماهيّت بيّن بود يا غير بيّن : بيّن چنان بود كه لازم ماهيت بود بىواسطه ، مثل زواياى سهگانه مثلث را ، و غير بين چنان بود كه لازم ماهيت بود به توسط لوازم ديگر يا مقوّمات ماهيت ، مانند مساوى دو قائمه بودن زواياى سهگانهء مثلث را » ( اساس ، 23 ) .