محمد خوانسارى
358
فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )
Syllogism قياس Syllogism per absurde قياس خلف Syllogism per causa قياس لمّى Syllogistical قياسى ، متضمّن قياس ، مربوط به قياس Syllogistic inference استنتاج قياسى Symbol نماد Synonym 1 - مترادف 2 - مشترك معنوى يعنى متواطى ( در اصطلاح ارسطو ) . ( مانند حيوان كه مشترك معنوى است بين انسان و گاو و اسب و بلبل ) . Synthesis ( / - analysis ) تركيب سير ذهن از مبادى معلوم به طرف آنچه اثبات آن مطلوب است . T Tautology 1 - قضيّهاى كه موضوع و محمول آن عينا يكى باشد . يعنى اينهمانى كامل بين آن دو برقرار باشد . خواه لفظ محمول ، عين لفظ موضوع باشد ، خواه نباشد . ( مانند انسان انسان است . انسان بشر است ) كه مفيد هيچ علم تازهاى نيست . و به همين جهت مىگويند « حمل شىء بر نفس نشايد » . ( در مورد قضيّهء « انسان بشر است » تنها اين مطلب معلوم مىشود كه « انسان » و « بشر » دو لفظ مترادف هستند . اما در شناخت مفهوم انسان هيچ تغييرى داده نمىشود . ) 2 - نوعى سفسطه كه در آن قضيّهاى را بوسيلهء خود آن به اثبات مىرسانند . يعنى نتيجه را به خود ثابت مىكنند كه دورى است فاسد ( - مصادرهء به مطلوب ) . معنى نخست عبارت است از تعريف شىء به نفس و معنى دوم عبارت است از اثبات شىء به نفس . و از هردو مىتوان به « همانگويى » و « تكرار مكرّر » و « تكرار بىحاصل » تعبير كرد . 3 - معنى سوم معنيى است كه ويتگنشتاين براى آن پيشنهاد كرده است . و آن عبارت است از قضيّهء مركبى كه در هرحال صرفنظر از محتواى آن صادق باشد . مانند « الف يا ب است يا ب نيست » [ و اين مبتنى بر اين اصل است كه بين نفى و اثبات واسطهاى نيست ] . اين معنى بوسيلهء حوزهء وين و مخصوصا بوسيله M . R . Carnap كاربرد بسيار يافته است .