محمد خوانسارى

354

فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )

R Rational عقلانى ، مطابق عقل Rationality عاقل بودن ، ناطق بودن ، ناطقيت Real واقع ، واقعى Reality واقعيت Reason 1 - عقل 2 - استدلال ، دليل Reasonable ناطق ، عاقل Reasoning 1 - استدلال كردن ، اقامهء دليل كردن 2 - استدلال Reciprocal مقلوب ، يعنى قضيّه‌اى كه از تغيير جاى موضوع و محمول در قضيهء ديگر بدست آيد ، بدون تغيير كمّ ، چنانچه در قضيّهء سالبهء كليه جارى است . اما البته در موجبهء كليه قابل اعمال نيست . « converse » يعنى قضيّهء موجبهء كليه داراى ( عكس ) هست ، اما داراى قلب نيست . Reductible قابل تحويل ، قابل باز بردن ، قابل ردّ Reduction تحويل ، ردّ ، باز بردن Refutation ردّ ، ابطال ، تبكيت Regression ( - retrogression ) بازگردان به اصل و مبدأ . مثلا در سير ذهن از مطالب به مبادى بديهى اوّليه ، و از معلول به علّت ، و از مركب به بسيط Reductio ad absurdum ( - reductio ad impossible ) سوق به محال ، به محال كشاندن ، به باطل سوق دادن . يعنى ردّ نظر كسى با اثبات اينكه نظر او به امر محال و باطل منجر مىشود . به عبارت ديگر استدلالى كه يك قضيّه را با محال لازم آمدن از آن ردّ مىكند . و نبايد آن را با برهان خلف ( Proof by reductio ad absurdum ) اشتباه كرد . Relation اضافه ( يكى از مقولات عشر ) Relative 1 - اضافى ، مضاف