محمد خوانسارى
325
فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )
واژهنامهء انگليسى - فارسى A A ( Symbol - ) قضيّهء موجبهء كليه . يعنى 1 - نماد وقتى پيش از قضيّه بيايد ، نمايندهء موجبهء كليه ( A - Proposition ) . بودن آن است A مأخوذ از نخستين حرف Affirmo است . 2 - نماد قضيّهء موجههاى كه در آن اصل قضيّه و جهت قضيّه هردو موجبه باشد . مانند « هر انسانى بالضّروره حيوان است » . Abduction در اصطلاح ارسطو قياسى است كه كبراى آن صادق و محقّق است و صغراى آن محتمل . و البته نتيجهء آن هم محتمل خواهد بود . قياس محتمل . Absolute necessary ضروريّهء مطلقه ( قضيّه ) Abstraction تجريد ، انتزاع Abstract انتزاعى ، تجريدى ، منتزع Abstract term 1 - لفظ انتزاعى ، لفظ مجرّد ، اسم مجرّد ، حدّ مجرّد . 2 - معنى مجرّد . Absurd باطل ، محال Accident 1 - عرض ( در مقابل جوهر ) 2 - عرضى ( در مقابل ذاتى ) ، عرض عامّ Accidental عرضى