محمد خوانسارى
311
فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )
( در برابر معقول ) . 2 - حساس ، حسكننده ، داراى احساس . Se ? parable ( / - inse ? parable ) جداشدنى ، جدائىپذير ، مفارق Se ? paration انفصال ، عناد Se ? rie ascendante سلسلهء متصاعد Se ? rie descendante سلسلهء متنازل Signe علامت ، دالّ - de quantite ( - quantificateur ) سور - oral علامت لفظى - vocal علامت لفظى Significatif دال بر معنى ، معنىدار Signification دلالت بر معنى ، دلالت ، علامت لفظى بر معنى ذهنى - conventionnelle دلالت وضعى Signifie ? e ( La chose - ) مدلول Signifier دلالت كردن بر معنى ، معنى دادن Simple بسيط ، ساده Simplicite ? بساطت ، بسيط بودن Singularite ? فرديت ، تفرد ، جزئيت Singulier ( - individuel ) جزئى ، شخصى Singulie ? re ( Pr . - ) قضيهء شخصيه SOi ذات ، خود ، نفس En soi فى نفسه ، فى ذاته Par soi بالذّات ، ذاتا ، بذاته ، بنفسه ، به خود Sorite قياس مركب مفصول النتايج Sous - contrarie ? te ? داخل در تحت تضاد بودن Subalte ? rnation تداخل ( در قضايا ) Subcontraires قضاياى داخل در تحت تضاد Subjectif ( / - objectif ) ذهنى Subordonne ? a ? واقع در ذيل يك كلى ، در تحت ، در ذيل Substance 1 - جوهر ( در مقابل عرض ) 2 - جوهر ( به معنى ماهيت و ذات ) - individuelle جوهر جزئى ، جوهر فردى - premie ? re جوهر اوّل ، جوهر جزئى ، جوهر فردى - seconde جوهر ثانى ( يعنى انواع و اجناس كه جواهر كلىاند ) . گاهى جواهر ثانيه را فقط به انواع اطلاق مىكنند در برابر جواهر ثالثه كه اجناس هستند و بعد آنها از جواهر اولى بيشتر است . Substantif ( n ) ( - nom ) اسم ، نام Substantif ( adj ) جوهرى ، ذاتى ، حاكى از ذات Substrat محل ، موضوع Sujet 1 - موضوع ( در مقابل محمول ) .