محمد خوانسارى

281

فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )

ن نادانسته نامعلوم ، مجهول . « و علم منطق آن علم است كه اندر وى پديد شود ، حال دانسته شدن نادانسته به دانسته » ( دانشنامه ، منطق ، ص 9 ) . نام ( - اسم ) . « هرلفظى مفرد يا نام بود يا كنش يا حرف و به تازى نام را اسم خوانند » ( دانشنامه ، ص 29 ) . نتيجه قضيه‌اى كه در قياس ضرورة از دو مقدمه لازم مىآيد . « و آن هردو قضيه را كه اندر قياس است مقدمه خوانند . و آن قضيه را كه لازم آيد نتيجه خوانند » ( دانشنامه ، ص 64 ) . « و نتيجه هرقضيه باشد كه لازم قياسى بود » ( اساس ، ص 190 ) . نسب اربع نسبتهاى چهارگانه كه عبارتند از تساوى ، و تباين ، و عموم و خصوص مطلق ، و عموم و خصوص من وجه . بين دو كلى همواره يكى از اين نسبتها برقرار است . نسبت 1 - ارتباط ، نحوهء ارتباط ، مثلا مىگوئيم نسبت بين حيوان و انسان نسبت عموم و خصوص مطلق است . ( - نسب اربع ) .