محمد خوانسارى

276

فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )

پستاندارى خونگرم است . هرپستاندارى داراى دو گردش خون است . خلاصه هرقانون علمى رابطهء ثابتى را كه بين دو چيز وجود دارد همچنانكه هست بيان مىكند . رياضيّات و هيأت و فيزيك و شيمى و زيست‌شناسى و روان‌شناسى همه از علوم توصيفى هستند . اما علوم دستورى آنچه را بايد باشد بيان مىكنند و عبارتند از : منطق و اخلاق و زيبائىشناسى . مثلا منطق مىگويد : ذهن در استدلالهاى خود بايد از اين راه برود و از آن راه نرود . تعريف بايد جامع و مانع باشد . معرّف نبايد اعمّ از معرّف باشد . اخلاق مىگويد : هر كس بايد به وظيفهء خود عمل كند . بايد راست بگويد . نبايد به حقوق ديگران تعدّى كند . و دستورهاى بسيار متعدّد ديگر . زيبائىشناسى مىگويد : هنرمند براى خلق اثر هنرى قابل توجّه ، بايد اصولى را رعايت كند . مثلا نمايشنامهء تراژدى بايد داراى چنين خصوصيّاتى باشد ، و نمايشنامه كمدى داراى فلان خصوصيّات . پس اين سه علم ، علم « بايدها » و « نبايدها » است . و قوانين آن به صورت امر و نهى بيان مىشود . منطق مجموعهء دستورهائى است كه ما را در كشف حقيقت رهنمون مىشود . و اخلاق مجموعهء دستورهائى است كه به كار بستن آن ما را به خير نائل مىسازد . و بالاخره زيبائىشناسى دستورهائى است كه هنرمند را در ابداع آثار زيباى هنرى هدايت مىكند . از آنچه گفته شد معلوم مىشود كه : 1 - قوانين علوم توصيفى به صورت جمله‌هاى اخبارى است ، و قوانين علوم دستورى به صورت جمله‌هاى انشائى . 2 - در علوم توصيفى سروكار عالم با امر واقعى است و در علوم دستورى با ايده‌آل .