محمد خوانسارى
262
فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )
بنابراين هريك از آنها در تعريف ديگرى اخذ مىشود . آنگاه ابن سينا براى ابطال نظر آنان مىگويد اينگونه اظهار نظر بسبب جهل آنها نسبت به فرق « ما لا يعلم الشىء إلّا معه » با « ما لا يعلم الشىء إلّا به » است . در حالى كه آنچه شىء جز همراه آن معلوم نمىشود ، با مجهول بودن آن مجهول خواهد بود و با معلوم بودن آن معلوم . [ يعنى گاه معلوم بودن دو چيز با هم معيّت دارد و همواره هردو در ذهن و در شناخت ما با هم همراهند ] . امّا آنچه شىء جز بدان معلوم نمىشود ، بايد قبل از شىء معلوم باشد نه مع الشىء . سپس مىگويد : و من القبيح الفاحش « 1 » أن يكون انسان لا يعلم ما الإبن و ما الأب ، فيسأل : « ما الأب ؟ » فيقال « هو الّذى له إبن » . فيقول لو كنت أعلم ما الإبن لما احتجت إلى استعلام الأب ، إذ كان العلم بها معا . ليس الطريق هذا . بل هيهنا ضرب آخر من التّلطّف مثل أن يقال مثلا إنّ الأب حيوان يولّد آخر من نوعه من نطفته من حيث هو كذلك . فليس فى جميع اجزاء هذا التبيّن شىء يتبيّن بالإبن ، و لا فيه حوالة عليه . و لا تلتفت إلى ما يقوله صاحب ايساغوجى فى باب رسم الجنس بالنّوع و قد تكلّمت عليه فى كتاب الشّفاء . ( اشارات ، ص 111 ) . يعنى از امور بسيار زشت اين است كه كسى كه نمىداند پسر چيست و پدر چيست و سؤال كند كه « پدر چيست ؟ » در جواب او بگويند « پدر آن كسى است كه او را فرزندى است » . سائل مىگويد من اگر مىدانستم معنى پسر چيست احتياج به سؤال از معنى پدر نداشتم . چون علم به آن دو با هم حاصل مىشود . اما راه جواب دادن اينگونه نيست . بلكه در اينجا نوعى از ظرافت در چارهانديشى و لطف حيلت لازم است . مثل اينكه مثلا بگويند : « پدر حيوانى است كه فرد ديگرى را از نوع خود از نطفهء خود توليد كند از حيث اينكه چنين است [ يعنى از حيث اينكه ديگرى را از نطفهء خود ايجاد كرده است . نه از حيث اينكه مثلا حيوان ناطق است يا ضاحك است يا شعر مىگويد يا در و پنجره مىسازد ، يا فلان محصول را توليد مىكند ] و در تمام اين بيان چيزى كه به إبن روشن شود ، وجود ندارد ، و احالهاى به إبن در آن نيست . خواجهء طوسى در شرح عبارت مذكور مىگويد : « المتضايفان يكونان معا فى الوجود و العقل . فتعريف أحدهما بالآخر تعريف الشىء بالمساوى . فيجب أن
--> ( 1 ) . كاملا معلوم است كه اين قبح فاحش در مورد جواب است ، نه در مورد سؤال . يعنى اينكه اينگونه جواب بدهند قبحى است فاحش .