محمد خوانسارى
244
فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )
جزوى حقيقى مندرج باشد در تحت ماهيتش كه معرّا باشد از مشخصات » ( درّة ، ص 27 ) . مشكّك كليى كه صدق آن بر افرادش يكسان نباشد يعنى بر افراد خود بنحو مختلف صدق كند . مانند نور كه بر نور ماه و نور ستارگان و نور چراغهاى مختلف صادق است و معلوم است كه نورها را از حيث شدت و ضعف درجات مختلفى است . مشكّك را مقول به تشكيك هم مىگويند ( - / متواطى ) . - اسم مشكّك ) . مشكوك يا مشكوك فيه حكمى كه مورد شك است . يعنى به همان درجه كه احتمال صدق آن مىرود احتمال كذب آن هم مىرود . « و همچنين دو ظنّ مختلف جمع نتواند بود . چه هرطرف كه راجح بود ظن به آن طرف حاصل بود و مرجوح مظنون نبود . و اگر هردو طرف متساوى بود حكم مشكوك بود نه مظنون » ( اساس ، ص 409 ) . ( - شكّ و ظنّ ) . مشهورات قضايائى كه زبانزد همه است و موجب اعتقاد بدان يا شهادت همگان است يا شهادت اكثر مردم ، يا شهادت دانشمندان يا اكثر ايشان يا افاضل ايشان در آنچه مخالف رأى جمهور نيست ، مانند « عدل نيكو است » ، « دروغ زشت است » . اين نوع قضايا در جدل و خطابه به كار مىروند . ( - آراء محموده ) « اما مشهورات [ در اصل مشهودات ] كه جز مشهورى ( در اصل مشهودى ) ندارند ، مقدماتىاند كه عامه و مانندهء عامه چنين پندارند كه اندر طبع خرد به اوّل كار است و نه چنان بود ، و ليكن از كودكى مردم آن شنود ، و همهء شهرها يا بيشتر شهرها بر آن اتفاق كرده باشند . يا چيزى بود كه عقل واجب نكند به اوّل طبع ، و ليكن خوى مردم از معنى شرم و رحمت و هرچه بدين ماند . . . و مثال مشهورات چنان بود كه گويند « داد واجب است » ، و « دروغ نشايد گفتن » ، و چنانكه گويند « پيش مردمان عورت نبايد گشاد » ، و « كس را بىگناه نبايد آزردن » ، و چنانكه گويند « خداى بر هر چيزى قادر است » ، و « هرچيزى را داند » ( دانشنامه ، ص 1 - 120 ) « و مشهورى از مشهورى قوىتر بود . و بعضى از