محمد خوانسارى
209
فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )
ك كاذب خبرى كه مطابق واقع نباشد ( - / صادق ) . « قضيه قولى باشد معقول يا مسموع كه اطلاق صادق يا كاذب بر آن توان كرد به حقيقت » ( درّة التاج ، ص 51 ) . كبرى آن مقدمهء قياس كه اكبر ( يعنى محمول مطلوب ) در آن به كار رفته باشد . مانند مقدمهء « هر انسانى فانى است » در قياس ذيل : سقراط انسان است - هر انسانى فانى است . پس سقراط فانى است . كذب عدم مطابقت خبر با واقع ( - / صدق ) . كلّ 1 - سور قضيهء موجبهء كليه بمعنى هر يك از افراد . مانند « كلّ حيوان فان » ( - / بعض ) . 2 - آنچه از بهم پيوستن اجزاء چند حاصل شده باشد ، مانند درخت كه از ريشه و ساقه و برگ و ميوه و جز آن حاصل شده است . و مانند بدن آدمى كه از اجزاء مختلف تشكيل يافته ( - / جزء ) . كلام از اقسام قول و آن سخنى است كه سكوت بر آن صحيح باشد . يعنى معنى كامل و تمامى را برساند . ( - جمله - مركّب تام ) . « و بدان كه مركب تامّ باشد اگر افادت