محمد خوانسارى
182
فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )
كاتبا ) . 3 - امكان استقبالى - امكان بمعنى ديگرى نيز به كار مىرود و آن امكان استقبالى است . كسانى كه اين نوع امكان را طرح كردهاند ، بدين نظر بودهاند كه امور ممكنى كه به ماضى و حال نسبت داده مىشود ، در زمان گذشته يا وجود داشته است يا معدوم بوده است ، و در زمان حال هم يا موجود است يا معدوم . و البته وجود يا عدمشان در هر حال ضرورى است . بنابراين امكان واقعى فقط به استقبال تعلّق مىگيرد . كه احتمال وجود و عدم نسبت بدان مساوى است . مانند اينكه بگوئيم « فردا شب ممكن است باران ببارد » يا « زمستان آينده ممكن است بسيار سرد باشد » . اما بايد دانست كه حوادث آينده هم مانند گذشته و حال تابع اصل علّيت و ضرورت است . و وجود احتمال و امكان تنها در علم ماست نسبت به وقايع آينده . « و قومى ديگر كه اعتبار امكان مجرّد كردهاند ، گفتهاند : هرحكم كه در ماضى و حال اعتبار كنند ، لا محاله يا جانب ايجاب بالفعل حاصل آمده باشد ، يا جانب سلب . و آن بسبب ضرورتى بوده باشد كه علّت وجوب و امتناع آن حكم باشد . پس به آن اعتبار ، آن حكم از قبيل ممكنات نبود . و بر اين قاعده ممكن هرآن حكمى باشد كه ضرورت طرفين از او مسلوب بود ، و هنوز در حيّز امكان بود . يعنى حصول هريكى از جانبين در وقت حكم متوقّع بود . و اين ممكن را استقبالى خوانند . و اين سخن اقتضاء ايهام آن كند كه بايد ممكن در حال حكم موجود نبود . و اين وهم خطا باشد . چه اگر وجود حالى منافى اين امكان بود ، عدم حالى هم منافى باشد . زيرا كه نسبت ممكن با هردو جانب [ وجود حالى و عدم حالى ] متساوى است . و صواب آن است كه در شرط اين امكان همانقدر بيش اعتبار نكنند كه حصول احد الطرفين هنوز معلوم نشده باشد . و ملاحظت حال نكنند . و از جهت اعتبار اين شرط را اين امكان بقيد استقبال مخصوص است » ( اساس ، 8 - 137 ) . 4 - امكان استعدادى - گاهى امكان به معنى استعداد و تهيّؤ است . چنان كه مىگويند نطفه ممكن است انسان شود . و در اينجا تنها امكان نيست ، بلكه وجود استعدادى مخصوص شرط است . و امكان به اين معنى در واقع جزء محمول است و بدينسبب از جهات شمرده نمىشود . مثلا مىگويند نطفه ممكن الانسانيّه است . * * * از اين استعمالهاى گوناگون و معانى