محمد خوانسارى

172

فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )

متصف به حركت يعنى در حال حركت است متغيّر است نه مادام كه ذات آن سنگ وجود دارد ] . و فرق اين شرط [ كه ما دام الوصف است ] با شرط اوّل كه [ كه ما دام الذّات است ] اين است كه در شرط اوّل خود ذات يعنى ذات انسان در آن موضوع قرار گرفته ، اما در اينجا ذات با صفتى كه ملحق به ذات شده موضوع واقع شده است ، و آن متحرك است . زيرا كه متحرك [ مثلا سنگ آسيا ] را ذاتى و جوهرى است كه متحرّك بودن يا متحرّك نبودن لا حق بدان مىشود . در صورتى كه انسان و سياهى چنين نيست [ چون اين دو صفت نيستند . بلكه كاتب يا سياه صفت است ] . يا شرط ، شرط محمول است . يعنى ضرورى ، ضرورى به شرط محمول است . يا شرط ضرورت وقت معيّن است . چنان كه در مورد كسوف . يا شرط ضرورت ، وقت غير معيّن است . مانند تنفّس . اينك تفصيل اين اقسام شش‌گانهء ضرورت با ذكر عنوان و نام هر يك : 1 - ضروريّهء ازليّه ( يا قضيّهء على الاطلاق به تعبير ابن سينا ) و آن حكم طلق محض است و هيچ قيدى حتّى قيد « ما دام الذّات » در آن نيست . و اين اشرف از همه قضايا است ، و تنها دربارهء وجود حقّ تعالى و صفات او به كار مىرود . مانند « اللّه تعالى موجود بالضّرورة الازليّه » و « اللّه حىّ عالم قادر بالضّرورة الازليّة » . چون معلوم است كه واجب الوجود بالذّات واجب الوجود من جميع الجهات است . پس در اينجا حمل بنحو ضرورى لم يزل و لا يزال است . 2 - ضروريّهء مطلقه ( يا ضروريّهء ذاتيّه ، يا ضروريّهء ما دام الذّات ) يعنى قضيه‌اى كه ما دام كه ذات موضوع آن موجود است ، نسبت محمول بدان ضرورى است . ( منظور از ذات موضوع افراد موضوع است ، مانند حسن و حسين و احمد . . . كه ذات موضوع هستند ) . در اين نوع قضيّهء ضروريّه حكم شده است كه تا هنگامى كه ذات موضوع موجود است و فاسد نشده است ، ثبوت محمول براى آن ، يا سلب محمول از آن ( بسته به اينكه قضيّه موجبه باشد يا سالبه ) ضرورت دارد . مانند « هر انسانى بالضّروره حيوان است » و « هيچ انسانى بالضّروره جماد نيست » . كه مثلا در قضيّهء نخست منظور اين نيست كه هرچه انسان باشد من الأزل ، و إلى الأبد حيوان است . بلكه مقصود اين است كه هر فردى كه انسان است ، مادام كه ذات او موجود است ، حيوان است . چه البته وقتى انسان از بين رفت ، ديگر حيوان هم نيست . و همچنين قضيّهء « آتش بضرورت