محمد خوانسارى
136
فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )
مغالطه مفيد اعتقاد جازم غير مطابق ، و خطابه مفيد اعتقاد غير جازم ( ظنّ غالب ) ، و شعر مفيد تخيل . « آنچه بعضى مهوّسان گفتهاند مواد برهانى جمله صادق بود ، و مواد شعر جمله كاذب ، و مواد جدل و مغالطه و خطابه آميخته ، از تحقيق دور است . و اين حكم جز در برهان صادق نيست » ( اساس ، ص 50 - 349 ) . صناعت ملكهاى نفسانى كه به وسيلهء آن افعال ارادى بدون كلفت و مشقّت و حتّى بدون فكر و رويّت بسيار و به سهولت از آدمى صادر مىشود . مانند صناعت منطق ، صناعت نحو ، صناعت عروض و امثال آن ( - فن ) . « و همچنانكه آن تصرف را كه نجار در چوب كند بر وجهى كه مؤدّى بود به مطلوب او ، چون ملكه باشد صناعت نجارت گويند ، آن تصرف را كه مردم در معانى كند بر وجهى كه مؤدّى بود به مطلوبى كه مىخواهند ، چون ملكه شود ، صناعت منطق خوانند » ( اساس ، ص 4 ) . « شبهت نيست كه صناعت تحديد و تعريف و اكتساب مقدمات قياسات ، بىتصور مقولات كه اجناس عاليهاند ، و تمييز هر مقوله از مقولههاى ديگر ممتنع باشد » ( اساس ، ص 34 ) . « و صناعت منطق آن بود كه با شناختن معانى ، و دانستن كيفيت تصرف ، ملكه شدن اين دو فضيلت نيز مقارن باشد » ( درّة ، ص 6 ) . صنف هر يك از تقسيمات نوع بر حسب عرضيات ، مانند نژاد سفيد و نژاد سياه ، و موحّد و مشرك كه هر يك صنفى است از اصناف انسان . البته نوع حقيقى يا نوع الانواع كه اخصّ انواع است و مادون آن كلى ذاتى ديگرى وجود ندارد ، بحسب ذاتيات قابل تقسيم نيست ، و هر تقسيمى كه از آن شود ، از لحاظ عرضيات است و هر يك از آن اقسام را صنف خوانند . « و در تحت نوع الانواع اختلافاتى كه ميان اشخاص افتد ، مانند ترك و تازى و سياهان و سفيدان و مردان و زنان ، به عوارض باشد نه به ذاتيات . و اينها را آنجا اصناف خوانند بحسب اصطلاح تا به اجناس و انواع مشتبه نشود » ( اساس ، ص 30 ) . صورت 1 - آنچه شىء بدان بالفعل است . مانند صورت تخممرغ براى تخممرغ . چه تخممرغ بالفعل داراى صورت تخم است . اگرچه بالقوه جوجه يا مرغ است ، يعنى