محمد خوانسارى

129

فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )

ش شخصيّه ( - قضيهء شخصيه ، ص 190 ) ( - مخصوصه ) . « مثال موضوع جزوى آن‌كه گوئى زيد دبير است يا زيد دبير نيست . و اين را مخصوصه خوانند و شخصيه خوانند . و نخستين موجب است ، و دوم سالب » ( دانشنامه ، ص 39 ) . شخصيّات قضاياى شخصى ( - قضيّهء شخصيّه ، ص 190 ) . شرايط انتاج شرطهائى كه براى نتيجه دادن هرشكل از اشكال چهارگانه قيد كرده‌اند . مثلا در شكل اول ، شرايط انتاج اين است كه صغرى بايد موجبه باشد ، و كبرى كليت داشته باشد . « و در هرشكلى چند شرط باشد كه آن را شرايط إنتاج خوانند » ( اساس ، ص 193 ) . شرح الاسم معنى كردن لفظ به لفظى كه از آن مأنوس‌تر باشد . مانند اينكه بگوئيم عنقا يعنى سيمرغ و آخشيج يعنى عنصر . اين‌گونه تعريف در كتب لغت متداول است . شرح الاسم در جواب ماى شارحه مىآيد . يعنى چون كسى معنى لفظى را نداند و با ماى شارحه از معنى آن سؤال كند جواب او شرح الاسم است .