محمد خوانسارى
2
فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )
قوىّ او بسبب استقراء او را مايل نگرداند به حكمى ، و استدعا نكرده باشد به آن آنچه در طبيعت انسان است از رحمت و خجل و أنفت و حميّت و غير آن ، انسان بر آن حكم نكند از جهت مطاوعت عقل يا وهم يا حس او . مثل حكم به آنكه اخذ مال غير قبيح است ، و كذب قبيح است ، و كشف عورت قبيح است . و اينها گاه باشد كه صادق باشند ، و گاه باشد كه كاذب باشند . و گاه باشد كه عامّ باشند و رأى جمهور بر آن ، چنان كه العدل جميل ، و گاه باشد كه خاصّ باشند و رأى اهل ملتى يا صناعتى بر آن ، دون غيرهم » ( درة التاج ، 175 ) . آلت 1 - آنچه بين فاعل و منفعل واسطه شود و اثر فاعل را به منفعل برساند . 2 - آنچه وسيلهء تحصيل چيز ديگر باشد . علت آنكه از منطق تعبير به آلت كردهاند اين است كه اولا منطق آلت و افزارى است كه ذهن بوسيلهء آن بر تصرّف صحيح در معلومات تصوّرى و تصديقى خود متمكّن مىگردد . و ثانيا منطق وسيلهاى است كه تحصيل دانشهاى ديگر را ميسر مىسازد . و البته در اين تعبير به لفظ ارغنون ( organon ) نيز كه عنوان رسالات منطقى ارسطو است ، و آن هم به معنى آلت و افزار است نظر داشتهاند . « مراد از منطق آن است كه پيش آدمى آلتى بود قانونى كه مراعات آن او را نگاه دارد از آنكه در فكر وى خللى و زللى افتد » ( منطق اشارات ، 1 ) . « و اما آنكه [ منطق ] از كدام علم است ، او جزوى است از علم مطلق ، و آلتى است كه به وسيلت آن به علوم نظرى و عملى رسند » ( درة التاج ، ص 177 ) آلت قانونى در اصل بمعنى افزارى است كه براى اندازهگيرى و مخصوصا براى مصون ماندن از خطاى در حس به كار مىرود ، مانند خطكش و پرگار و شاقول و ترازو و نظاير آن . اطلاق « آلت قانونى » بر منطق ازآنرو است كه صحت و سقم افكار و استدلالها با آن سنجيده مىشود و ذهن با به كار بردن آن از خطاى در تفكر محفوظ مىماند ( احصاء العلوم ، ص 54 ) . آلى منسوب به آلت ، يعنى افزارى . إبطال باطل كردن ، بطلان چيزى را معلوم ساختن ، ردّ كردن ، ( - / اثبات ) . « در تحرير اين