محمد خوانسارى

109

فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )

د داخل در جواب ما هو آنچه بنحو تضمّن در جواب ما هو بيايد . مثلا چون سؤال شود « مربع چيست ؟ » و در جواب بگويند « شكلى است محدود به چهار ضلع مساوى و داراى زواياى قائم » ، كم متصل بودن يا كم بودن بنحو ضمنى در آن آمده است . همچنين وقتى در تعريف انسان مىگويند « حيوان ناطق » ، « جوهر » و « جسم » و « نامى » و « حساس » بنحو ضمنى در حيوان مندرج است . و بنابراين هرچهار داخل در جواب ما هو هستند . « و جزو مقول در جواب ما هو ، مقول در طريق ما هو خوانند اگر مذكور باشد به مطابقه چون حيوان و ناطق در جواب « ما الانسان ؟ » . و داخل در جواب ما هو اگر مذكور باشد به تضمن چون جسم و نامى و حساس و متحرك به ارادت و مدرك و مفهم [ ظ : متفهّم ] در اين جواب ، چه همه مذكورند به تضمن » ( درّة ، ص 32 ) . داخل در تحت تضادّ ( - ص 65 ) داخل در ماهيّت آنچه جزء ماهيت باشد . يعنى قوام ماهيت بدان وابسته باشد ( - مقوّم ماهيت ، - ذاتى - جزء ماهيت ) ( - / خارج از ماهيت ) . « آنجا كه گوئى اين ضاحك اسود است ، مفهوم از اسود نه تمام ماهيت ضاحك است و نه داخل در آن ماهيت ، بلكه خارج بود از آن ماهيت » ( اساس ، ص 21 ) .