منوچهر اميرى

41

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه‍ ) ( فارسى )

انجدان ( Anjod n ) ( لا ) Ferula asafoetida ( فر ) Feuilles d'asafoetida انجدان انكيان دو جنسست سياه و سبيذ و جنسى دكر هست هم ازو وى را روميان ساليوس گويند . الابنيه ( بهم 12 ، زل 11 ) . معرب انگدان يا انگيان است چنان كه بيايد . تعريف اين گياه از ترجمهء صيدنه چنين است : درخت انجدان را سقليون گويند و صمغ او را حلتيث گويند يعنى انگزد و معدن او در زمين دمشق است و شام و ارمنييه و قهستان كه او را زمين ماه خوانند . . . و پارسيان انگدان خوانند و به لغت سجزى هينك گويند و به هندوى هنگ گويند و انجدان دو نوع است يكى سپيد است و ديگر سياه و در خاصيت سپيد نيكوتر است و سپيد را در اطعمه و ادويه به كار برند و سياه را جز در ادويه استعمال نكنند و ابو على بن مسكويه در كتاب طبيخ آورده است كه نيكوترين او در خاصيت و منفعت سرخسى است ( ترجمهء صيدنه ، ب 19 ) . در هدايه انگدان و انگدان سياه مذكور است ( ر ك : هدايه ، فهرست داروها ) . انجدان سياه قويتر از سپيد آن است . . . و اندر انكدان نفخ است ( اغراض ، 586 ) . انجدان رومى ساليوس است و گويند كاشم است ( تحفه ، 37 ) . انجذان هذا الاسم واقع على ورق الشجره التى تسمى صمغتها الحلتيث ( شرح اسماء ، م 18 ) . انجدان معرب لغت فارسى انگدان يا انگيان است و مىپندارم كه با واژهء سانسكريت هينگو hingu خويشاوند باشد و اما يونانى انجدان سيلفيون silphion است . مسلمانان به اين گياه مانند ديگر گياهان داروئى نامهاى متعدد داده‌اند از جمله اشترغاز كه اصلا فارسى است و صاحب شرح اسماء العقار آن را ريشهء كاشم و ريشهء حلتيث مىداند ( شرح اسماء - مايرهوف ، م 18 و 31 ) بيخ آن را اشترغاز و گياه آن را كماه و صمغ آن را كه بسيار بدبو است حلتيث منتن [ يعنى بدبو ] و خراسانى و به فارسى انگژ و جهت آنكه صمغ را به فارسى ژد به فتح ژاى عجمى و عوام آن را انگشت گنده و به هندى ، هينگ به كاف عجمى نامند ( مخزن ) . اشترغاز بيخ درخت انگدان است و صمغ آن انگوزه است ( جهانگيرى ، دهخدا ) . اشترغاز مركب از دو كلمهء فارسى شتر و غاز بمعنى خار ، لاتين آن لكاكانت Leucacanthe است ( دزى ، دهخدا ) . اشترغاز صمغ آن حلتيث است و آن صمغ را به پارسى انگژد گويند ( ذخيره ، دهخدا ) . اشترغاز معرب از اشترخار فارسى است ( تحفه ، دهخدا ) . انجدان در ديگر كتب مفردات مانند مفردات ابن بيطار به دو رنگ سفيد و سياه و به دو قسم سرخى و رومى تقسيم شده است . « انجدان سرخى قسمى از انجدان است كه سفيد و شيرين و مأكول