منوچهر اميرى

7

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه‍ ) ( فارسى )

آزادرخت ( z draxt ) ( لا ) Melia azadrach Azadrach , Lilas de Perse , Lilas Persan ازاذرخت را بتازى شيشبان خوانند و او داروى معروفست و ازو كل و برك و دانه به كار برند . الابنيه ( بهم 31 ، زل 26 ) آزادرخت مخفف آزاد درخت است و شيشبان نيز معرب سيسبان فارسى است چنان كه بيايد . تعريف آزادرخت در الصيدنه چنين است : از درخت هذا هو اسمه بالفارسيه و اما بالعربيه فالسيسبانه ( الصيدنه ، ب 17 ) . آزاذ درخت معناه بالفارسيه حر الشجر ( ابن بيطار ) . آزاد - درخت به فارسى اسم درختى است عظيم ، ثمرش شبيه به زعرور و با خوشه و تخمش مثل تخم زعرور . در آخر بهار مىرسد و مدتها در درخت مىماند و برگش سبز املس مايل به سياهى و شبيه به برگ ترنج و خزان نمىكند و در تنكابن جلىدار نامند و در طبرستان طاخك نامند و نوعى را ثمر شبيه به فندق و اين نوع از سمومات است به عربى سبستان و به هندى بكاين نامند و گلش سرخ شبيه به خيرى و در غايت خوشبوئى ( تحفه ، 20 ) . سبستان مذكور در تحفه ظاهرا مصحف سيسبان يا شايد اشتباه كاتب است . صاحب مخزن معتقد است كه سيسبان اصطلاح مردم مازندران است و وى مىنويسد كه به تازى آن را « شجرة الحره و ايضا حريطه » ( به تشديد راى مهمله ) گويند . در تحفه اصطلاح مردم تنكابن « جلىدار » و در مخزن اصطلاح همان مردم « جلى - داروان » ضبط شده است . اصطلاح مردم تنكابن را تحفه « جلىدارو » و مخزن « جبلىداروان » ( و نيز « زوباترس » ) ضبط كرده‌اند . مخزن اصطلاح مردم جرجان را « زهر زمين » نوشته است و هر دو كتاب معادل آزاد درخت را در هندى « بكاين » ضبط كرده‌اند . چون صاحب مخزن سيسبان را اصطلاح مردم مازندران دانسته است مرحوم بهمنيار مىنويسد : بنابراين شيشبان اگر هم در كتب عربى آمده باشد معرب سيسبان است نه عربى ( بهمنيار ، 31 ) لغت‌نامه گذشته از پاره‌اى از اصطلاحات پارسى و تازى كه نام بردم مىنويسد : « به پارسى طاغ و سرشك گويند و چون از هسته آن در پاره‌اى جايها سجه كنند درخت تسبيح نيز خوانند و در عربى آن را قيقبان ( ابن دريد ) و « شجره حره » و « شجره التسبيح » نامند . . . و به گفتهء بعضى فرهنگ‌نويسان طاخك و شالسنجان نيز مرادف اين كلمه باشند . « استاد معين در تعريف آزاددرخت مىنويسد : . . . درختى است از تيره سماقيان ( فرانسه Terebinthacees كه داراى گلهاى بنفش و معطر مىباشد و ميوهء آن داراى پوستهء