منوچهر اميرى
68
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه ) ( فارسى )
سرطان نزد طلوع شعرى يمانيه گرفته باشند . . . مدتى است كه بلسان از مصر بر طرف شده . . . ( مخزن ) . بلسان را در سومرى بور گويند بر وزن كور و دراكدى بشمو بر وزن ترسو . در بابل قديم هم بعنوان دارو به كار مىرفته است و هم بعنوان بخور . غافقى مدعى است كه بر خلاف آنچه ديگر مؤلفان نوشتهاند درخت بلسان از رستنىهاى مصر نيست . آنچه مسلم است آنكه بلسان را به مصر وارد مىكردهاند و در روزگار قديم بلسان را در سوريه نيز مىكاشتهاند . بلسان مترادف است با لغت عربى بشام به فتح اول ( در عبرى بيشم به كسر شين ) . از داروهائى است كه كندى در اقراباذين ياد مىكند . هوپر Hooper مىنويسد كه در زمان او حب - البلسان در ايران و عراق در تداوى به كار مىرفته است ( لوى ، م 43 ) . گياهى از تيرهء سدابيان كه به صورت درختچه است و داراى گلهاى سفيد مىباشد . همه اعضاى اين گياه محتوى مادهء صمغى مىباشد كه در صورت خراش يا نيش حشرات اين ماده - صمغى از آن خارج مىشود . دانهء اين گياه را حبّ البلسان نيز گويند و به نام تخم بلسان در تداوى مصرف مىشود ( فرهنگ معين ) . بلسان ، درخت بلسان ، ابو شام ، بشام ، بلسم مكّه ، بلسان مكه بلسان مكّى ( بهرامى ، 306 ) . بلوط ( Balut ) ( لا ) Quercus infectoria ( فر ) Chene بلوط را به رومى زبان لباسا خوانند و كويند وى ميوهء دارمازوست . . . و چنين شنيدم كه دارمازو يك سال مازو برارذ و يك سال ماز . . . و شبه بلوط نوعى دكر است . . . و جفت بلوط آن غشاست كى بميان مغز بلوط بوذ و ميان پوستش . الابنيه ( بهم 42 ، زل 35 ) منفعت را در بلوط بيش از آن است كه در ميوههاى ديگر . . . در غذا دادن نزديك است به جو و گندم و امثال آن و در بعضى مواضع در روزگار متقدم از انواع غذا بر او اقتصار كردهاند و گويند كه درخت بلوط يك سال مازو آورد و يك سال بلوط . . . و ابو ريحان گويد ممكن است كه يك سال نوعى از ميوه بار آورد و سالى نوعى ديگر چنان كه درخت پسته يك سال پسته بار آورد و ديگر سال بزغنج كه او را در دباغت پوست حيوانات به كار برند . . . و جفت بلوط پوستى را گويند از او كه درون او باشد ( ترجمهء صيدنه ، ب 29 ) . معروف است و اندرون او پوستى است آن را جفت بلوط گويند ( اغراض ، 588 ) . به لغت طبرستانى دار - مازى نامند و به فارسى بلوط گويند . قسمى از آن دراز و قسمى مستدير مىباشد و مستدير را بهش نامند و از قسم مستطيل