منوچهر اميرى

59

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه‍ ) ( فارسى )

منسوب باشد و نيكوتر از آن باشد كه طبرى او به اندازهء انگشت خرد دست باشد . . . و معدن او در بيشه‌ها بود بر درختى . . . كه او را دردار گويند ( ترجمهء صيدنه ، ب 25 ) . بسفايح معروف است ( اغراض ، 613 ) . بسفايج بيخى است مايل به سياهى و باريك و گره‌دار و از هر گرهى ريشه‌ها برآمده و اندرونش سبز و نبات او بىساق و يك شاخ برگ‌دار شبيه به بال طيور و مانند گياه سرخس و به قدر يك شبرو از ميان شاخه‌هاى درختان و از بيخ اشجار مىرويد و در تنكابن دار جماز نامند ( تحفه ، 47 ) . بسبايج . . . معناه كثير الارجل و يقال له ايضا اضراس الكلب ( شرح اسماء ، م 65 ) . مايرهوف پس از بيان معانى لغوى و وجه تسميه بسبايج و كثير الارجل مىنويسد كه اين لغت ترجمهء واژهء يونانى پولىپوديون Polypodion ( داراى پاهاى بسيار ) است ( مايرهوف ، م 65 ) . در فرهنگ معين در ذيل لغت بس پايك چنين آمده است : گياه سرخسى از نوع سرخسيان جزو دستهء نهانزادان آوندى . تقسيم برگ اين گياه فقط يك بار انجام مىشود ولى عميق است . در ايران در نواحى مازندران و گيلان و گرگان فراوان است . بستان‌افروز ( ر ك : بهار ) بسد ( Bossad , Bessad ) ( لا ) Corallium rubrum ( فر ) Corail - بسذ سرد و خشكست اندر آخر درجهء اول . وى خون را كى از بر برايذ سوذ دارذ . الابنيه ( بهم 63 ، زل 53 ) بسد را به لغت رومى قولوريون گويند . . . و بعضى گفته‌اند بسد و مرجان از جواهر معدنى است و لون او سرخ و پريان او را در دريا اندازند و گويند او درختى است كه در آب دريا رسته شود و چون غواصان او را بركشند و هوا او را دريابد جرم او صلب شود و محكم گردد و نيكوترين او آن بود كه سرختر بود . . . و گفته‌اند درخت مرجان را بسد گويند و اين قول درست‌تر است به نزديك اطبا و صيادنه ( ترجمهء صيدنه ، ب 25 ) . معروف است و بعضى او را مرجان گويند سرخ است و سپيد است ( اغراض ، 616 ) . به تخفيف سين اسم خيرى احمر است و به سين مشدده به لغت هندى اسم مرجان است و به فارسى بيخ مرجان و به عربى مرجان را قرول نيز نامند و او معرب از قرواليون يونانى است و بيخ مرجان را به عربى نشف نامند و آن سنگى است با قوهء نباتيه و از قعر دريا مىرويد و ريشهء او سفيد است و هرچند بلندتر مىشود سرخ‌تر مىگردد و شاخه‌هاى او مرجان است و بيخ او سفيد و سياه نيز مىباشد . . . و بهترين سرخ او آن است كه صاف و كم سوراخ و صلب و بىرمل باشد ( تحفه ، 48 ) . بسد و آن را مرجان گويند . . . بهترين آن