منوچهر اميرى

54

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه‍ ) ( فارسى )

طبى فارس عناوين را عربى مىآورد . و عربى اعم است از عربى خالص يا معرب . به‌هرحال اين كلمه كه معرب پرسياوشان فارسى است در عربى با سكون را ضبط شده است نه با كسر آن و آخوندوف كه در نقل اين لغت به الفباى لاتينى علامت كسره ( حرف ) را نيز نوشته ، مسلما اشتباه كرده است ( آخوندوف ، ص 163 ) . مخفى نماناد كه اسدى كاتب نسخهء نس اولا روى با تشديد گذاشته است و اين مانعى ندارد چون پر در فارسى با تشديد نيز آمده است . ثانيا ظاهرا پس از كلمهء « رودها » يك كلمه افتاده است و در نسخهء « نم » پس از « رودها » كلمهء « بود » نوشته شده است ( پرسياوشان بر سر چاهها و اندر ميان رودها بود ) . و اما تعريف پرسياوشان : به رومى از يارطون ( آديانطن ) گويند . . . و به لاطينى قافلارا ( كاپيلر ) گويند ( ترجمهء صيدنه ، دهخدا ) . پرسياووشان ، پرسياوش ، پرسياووش ( منتهى الارب ، دهخدا ) . لغت يونانى و بمعنى دواء الصدر است و به فارسى پر - سياوشان و عوام سنبل نامند و به عربى شعر الجبار و شعر الارض و شعر الجن و شعر الخنازير و جعده القثاء و شعر الكلاب و كزبره البئر و ساق الاسود و وصيف نامند و آن نباتى است برگش شبيه به برگ گشنيز و بىساق و ثمر و شاخهاى بسيار باريك و صلب و سياه و در مواضع نمناك و سايه مىرويد ( تحفه ، 45 ) . كزبره البير هو شعر الغول . . . و اسمها اليونانى برشياوشان ( شرح اسماء ، م 182 ) . مايرهوف در حاشيهء عبارت اسمها اليونانى مىنويسد : الصحيح انه اسمها الفارسى و در قسمتى كه بفرانسه شرح كرده است متذكر مىشود كه پرسياوشان قطعا لغتى است فارسى نه يونانى و يونانى آن آديانتون Adyanton است ( چنان كه ابو ريحان نيز چنين نوشته است ) . پرسياوشان Par - e - Siy vo ( u ) s ? n ، پرسياوش . گياهى از ردهء سرخس‌ها . اين گياه بيشتر در نقاط گرم و مرطوب مىرويد . نسبتا زيباست و در نقاط مرطوب و ديوارهء چاه‌ها و اماكن سايه‌دار غالب نواحى اروپا و ايران به - فراوانى مىرويد ( فرهنگ معين ) . برنج كابلى ( Berenj - e - K boli ) ( لا ) Embelia ribes ( فر ) Ribelier برنج كابلى دارويست مسهل بلغم را ببرذ و برانذ . . . كرم و حب القرع از شكم بيرون كشد . الابنيه ( بهم 64 ، زل 54 ) معرب برنگ كابلى است چنان كه در هداية المتعلمين در چندين مورد به همين صورت در رديف داروهاى ديگر خاص معالجهء امراض مختلف ذكر شده است ( ر ك : همان كتاب ، فهرست داروها ) . اما اين برنج كابلى كه آن را مطلق برنج و بدنج ( با دال ) نيز گفته‌اند هيچ ربطى به برنج