حسين مروج

558

اصطلاحات فقهى ( فارسى )

موارد استعمال : در صورت بروز اختلاف در مورد ردّ مال مورد وكالت قول وكيل مقدم است ، و لو اين‌كه وكالت به جعل باشد . شرح لمعه ، كتاب وكالت الوكالة فى التّوكيل - وكالتى كه وكيل در آن حق دارد وكيل ديگرى براى موكّل خود معين كند . موارد استعمال : وكالة فى التوكيل فقط با اجازهء موكل جايز است . شرح لمعه ، كتاب وكالت الوكاء - نخى كه با آن سر كيسه و مثل آن‌را مىبندند . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : امام صادق عليه السّلام مىفرمايند : دوست ندارم وكائى را براى ظالم ببندم . الكافى ، ج 5 ، ص 107 الوكر - آشيانهء مرغ در درخت ، كوه و غير آن . موارد استعمال : بچه عصفور ( گنجشك ) در وكر شكار كردن حلال نيست . التهذيب ، ج 9 ، ص 20 الوكز - با تمام كف زدن ، البته با حالت دفع و فشار . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : وكز در صورت قصد ، عمد به حساب مىآيد . الكافى ، ج 7 ، ص 27 الوكس - نقصان . موارد استعمال : در حديث است كه به زنها بايد مهر المثل بدون وكس و شطط داده شود . مجمع البحرين الوكيل - نايب ، جانشين . در عرف فقيهان ، كسى را گويند كه به موجب عقد از طرف ديگرى براى تصرف مالى يا انجام امرى نايب باشد . موارد استعمال : مستحب است كه وكيل در مورد وكالت بصيرت تمام داشته باشد . شرح لمعه ، كتاب وكالت الوكيل فى قضاء الدّين - كسى كه در امر پرداخت بدهى موكل وكيل است . موارد استعمال : براى « وكيل فى قضاء الدين » اخذ شاهد واجب است . شرح لمعه ، كتاب وكالت الولادة - در نهايت مدت حمل بيرون آمدن بچه از رحم ماده . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : در موقع ولادت براى زنان واجب كفائى است كه در نزد زن باشند . شرح لمعه ، كتاب نكاح الولاية - محبت اهل بيت و تبعيت از آنها در امور دين و از اوامر و نواهى آنها اطاعت كردن است . موارد استعمال : زكات حق اهل ولايت است . مجمع البحرين الولاية بالأصالة - ولايت پدر و جدّ پدرى بر طفل و مجنون . موارد استعمال : شخص داراى ولايت بالاصاله مىتواند براى پس از مرگ خود ، نائب اخذ نايد . شرح لمعه ، كتاب وصيت الولاية بالعرض - ولايت وصىّ پدر و جدّ پدرى نسبت به بچه و مجنون . موارد استعمال : شخص داراى ولايت بالعرض مىتواند براى خود نائب اخذ نمايد به شرطى كه در اين مورد مأذون باشد . شرح لمعه ، كتاب وصيت