حسين مروج

547

اصطلاحات فقهى ( فارسى )

( و ) الواجب - در لغت به معناى لازم است . در عرف فقيهان ، امرى است كه فعل آن به طور قطع با دليل قطعى الثبوت و قطعى الدلاله از طرف شارع خواسته شده است . مجمع البحرين موارد استعمال : تقليد براى هر مكلف غير مجتهد واجب است . تحرير الوسيله ، ج 1 الواجب العينى - واجب عينى به واجبى گفته مىشود كه وجوب آن به فعل مكلف تعلق يافته است و با انجام آن به وسيلهء شخص ديگر ، ساقط نمىشود . اصول المظفر ، ج 1 موارد استعمال : نماز و روزه واجب عينى مىباشند . فرهنگ معارف اسلامى به نقل از قوانين الاصول ، ص 120 الواجب الكفايى - به واجبى گفته مىشود كه در آن مطلوب انجام كار باشد با انجام يك نفر از ديگران ساقط مىشود و در صورت عدم انجام كار همه مسئول واقع مىشود . موارد استعمال : كل احكام ميت از واجبات و فروض كفائيه است . شرح لمعه ، كتاب صلات الواجب المالى - دين و حج را واجب مالى گويند . موارد استعمال : واجب مالى از اصل مال ميت اخراج مىشود . شرح لمعه ، كتاب وصيت الواجب المشروط - واجبى را گويند كه وجوب آن متوقف بر امرى باشد . اصول فقه مظفر ، ج 1 موارد استعمال : حج واجب مشروط است . فرهنگ معارف اسلامى به نقل از كفايه و قوانين الواجب المضيّق - واجبى را گويند كه انجام آن با مدت مساوى باشد . موارد استعمال : روزه واجب مضيق است . اصول فقه مظفّر ، ج 1 الواجب الموسّع - واجبى است كه زمان آن وسيع‌تر از خودش باشد . موارد استعمال : نماز واجب موسع است . كشّاف ؛ فرهنگ معارف اسلامى الواجد - غنى و توانگر را گويند . موارد استعمال : در حديث است كه « لىّ الواجد يحل عرضه ؛ تأخير پرداخت به وسيلهء واجد ملامت او را مباح مىكند » . طلبة الطلبه ، كتاب رضاع الوادى - گشادگى ميان تپه‌ها يا كوهها را گويند . مجمع البحرين موارد استعمال : بطون الاوديه ( جمع وادى ) از انفال است . شرح لمعه ، كتاب خمس الوارث - هريك از خويشاوند ميت است كه شرعا حق معين از ماترك او به آنان مىرسد . موارد استعمال : با فقدان وارث حاكم وارث است . شرح لمعه ، كتاب ارث الواصلة - 1 ) زنى را گويند كه موى قيچى شدهء زن ديگر را به موى خود وصل كند . معجم لغة الفقهاء 2 ) مقصود زن آرايشگرى است كه موى زنى را به موى زن ديگر وصل مىكند و اجرت مىگيرد . جواهر الكلام ، ج 22 ، ص 223 موارد استعمال : در حديث است كه پيامبر