حسين مروج
532
اصطلاحات فقهى ( فارسى )
موارد استعمال : بنابر قولى قوّاد در اولين بار نفى بلد مىشود . شرح لمعه ، كتاب حدود النّفير - مقصود از آن خروج مردم براى دفع دشمن است . موارد استعمال : در كتابهاى فقهى آمده است « اذا عمّ النفير . » طلبة الطلبه ، كتاب سير النّقّاش - كسى را گويند كه نقش اشخاص يا اشيا را مىكشد . فرهنگ معين موارد استعمال : عمل صياغت و نقاشى را قبول مىكند و عمل نقاشى را به نقاش مىدهد ، اين كار جايز است . الكافى ، ج 5 ، ص 274 النّقاهة - دوران نقاهت بيمار را گويند . موارد استعمال : در نقاهت ، مريض به شرط قدرت مىتواند روزه بگيرد . الكافى ج 4 ، ص 19 النّقب - سوراخ كردن ديوار است . فرهنگ معين موارد استعمال : دست سارق در صورت نقب و كسر قفل قطع مىشود . التهذيب ، ج 10 ، ص 142 النّقد - در لغت هنر تميز دادن سخن نيك است . در عرف فقيهان ، عقد بيعى است كه ثمن آن بدون تأخير پرداخت شود . شرح لمعه ، كتاب متاجر موارد استعمال : بيع چهار قسم است : « نقد ، سلف ، كالى بكالى ، نسيئه . » شرح لمعه ، كتاب متاجر النّقر - در لغت با منقار سوراخ كردن است . در عرف فقيهان ، سجده را به اندازهاى كوتاه بجا آورد كه براى انجام مستحبات كفايت نكند . موارد استعمال : نقر از علائم منافق است . الكافى ، ج 2 ، ص 396 النّقص - به آن مقدارى كه از شيئى كامل كسر مىشود ، نقص مىگويند . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : نقص خلقت اصليّه عيب است . شرح لمعه ، كتاب متاجر النّقض - وسايل ساختمان خراب شده مانند آجر و چوب و غيره . طلبة الطلبه ، كتاب اجارات موارد استعمال : در مورد ميراث زن گفته شده است كه نقض را هم قيمت مىكنند . مجمع البحرين النقل بالمعنى - مضمون كلام ديگران را نقل كردن است . موارد استعمال : به جاى نقل متن حديث معناى آنرا نقل كردن جايز است . فرهنگ معارف اسلامى النّقمة - به معناى عقوبت است . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : نقمت خداوند در سه مورد نازل مىشود يكى مجلسى كه در آن افترا گفته مىشود . الكافى ، ج 1 ، ص 378 النّقى - مغز استخوان و چربى چشم است . بدنهء اجفا ( بدون نقى ) در قربانى حج كفايت نمىكند . جواهر الكلام ، ج 19 ، ص 149 النّقير - در لغت چوب يا سنگ كندهكارى شده است . فرهنگ الدروس در عرف فقيهان ، تنهء درختى را گويند كه آن را گود مىكردند و در آن شراب درست مىنمودند .