حسين مروج

531

اصطلاحات فقهى ( فارسى )

فروش درهم داراى نفاق به درهم غير رايج به شرط كسر چيزى حرام است . طلبة الطلبه ، كتاب صرف موارد استعمال : فروش درهم داراى نفاق به درهم غير رائج به شرط كسر چيزى حرام است . طلبة الطلبه ، كتاب صرف النّفاية - چيزى كه به علت كم ارزش بودن كنار گذاشته مىشود . موارد استعمال : نفايهء دراهم را به دراهم به شرط زيادى فروختن حرام است . طلبة الطلبه ، كتاب صرف النّفح - به زدن چهارپايان با دست و پا نفح گفته مىشود . طلبة الطلبه ، كتاب ديات نفح به رجل موجب زمان نيست . التهذيب ، ج 1 ، ص 228 النّفخ - هواى دهان را با فشار خارج كردن است . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : به طعام و شراب نفخ كردن منهى است . من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 179 النّفر - عموم مردم ، عده‌اى از مردم كه تعدادشان سه تا ده باشد . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : در حديث است كه حلق به سه نفر واجب است . النّفر - در لغت دور شدن و رميدن است . فرهنگ معين در عرف فقيهان ، روان شدن حاجيان از منى به سوى مكّه است . موارد استعمال : پس از دو شب ماندن در منى در روز دوازدهم پس از ظهر نفر جايز است . طلبة الطلبه ، كتاب حج النّفس - هوايى است كه در زمان نفس كشيدن از دهان خارج مىشود . معجم لغة الفقهاء خواب روزه‌دار و نفس و سكوت تسبيح است . جواهر الكلام ، ج 19 ، ص 180 النّفس السائلة - خون سائل و جارى مىباشد . موارد استعمال : حيوانى كه نفس سائله ندارد در صورت مردن آب را نجس نمىكند . معجم لغة الفقهاء ؛ الكافى ، ج 3 ، ص 5 النّفس المعصومة - شخصى است كه كشتن آن براى قاتل جايز نيست . موارد استعمال : ازهاق نفس معصومه موجب قصاص است . شرايع ، كتاب قصاص النّفط - با فتح و كسر نون ، مادهء معدنى است كه زود آتش مىگيرد و از آن براى موتورها سوخت درست مىشود . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : پرداخت خمس در معدن نفط واجب است . شرايع ، كتاب خمس النّفل - به معناى بخشش و غنيمت است . در عرف فقه ، مالى است كه رئيس حكومت اسلامى به علت مشاهدهء قهرمانى و كارهاى نظامى خارق العاده به بعض سربازان اسلام مىدهد . موارد استعمال : اموال منقول دشمن پس از نفل به جميع سربازان جبهه تقسيم مىشود . شرح لمعه ، كتاب جهاد النّفى - در لغت انكار كردن ، دفع نمودن است . المنجد در عرف فقها ، كسى را از محل اقامت خود براى مدت نامحدود تبعيد كردن است .