حسين مروج

530

اصطلاحات فقهى ( فارسى )

متنجس شده است با نضح پاك مىشود . معجم لغة الفقهاء النّطيحة - گوسفندى كه گوسفند ديگر با زدن شاخ آن‌را بكشد . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : مبته و خون و . . . نطيحه حرام است . سوره مائده ، آيهء 9 النّظافة - از آلودگيها و اوساخ پاك شدن . مجمع البحرين موارد استعمال : شخص جنب مىتواند از نوره استفاده كند به علت اين‌كه نوره نظافت جنب را زيادتر نمايد . التهذيب ، ج 1 ، ص 277 النّظر - نگاه كردن . موارد استعمال : نظر به زنى كه مىخواهد با او ازدواج نمايد مستحب است . شرح لمعه ، كتاب نكاح النّظر - چشم ، بينايى . در عرف فقيهان ، به معناى آباد نگاه داشتن وقف و اجاره دادن آن و جمع‌آورى محصول و تقسيم آن به موقوف عليهم مىباشد . موارد استعمال : نظر به وقف عام مخصوص حاكم شرع است . شرح لمعه ، كتاب وقف النّظر شزرا - چپ نگاه كردن ، نگاه دشمنانه . موارد استعمال : حضانت پس از ازدواج مادرش با مرد ديگر قطع مىشود به علت اين‌كه ممكن است آن مرد النظر شزرا داشته باشد . طلبة الطلبه ، كتاب نكاح النّظرة بعد النّظرة - دومين نگاه . موارد استعمال : در حديث است كه النظرة بعد النظرة موجب شهوت مىشود و صاحب خود را به فتنه مىاندازد . من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 11 النّعال - چيزى كه با پوشيدن آن قدم انسان محفوظ مىشود . جمع نعل است . موارد استعمال : در حديث است كه در صورت ابتلال ( خيس و تر شدن ) نعال در رحال خود نماز بخواند . من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 244 النّعجة - ميش . جمع آن نعاج و نعجات است . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : در قربانى حج نعجه از معز خير است . التهذيب ، ج 5 ، ص 205 النّعش - بلند كردن . در فقه ، تختى است كه با آن جنازه حمل مىشود . معجم لغة الفقهاء اولين نعش براى فاطمهء زهرا عليها السّلام ساخته شده است . التهذيب ، ج 1 ، ص 469 النّعمة - چيزى ( مانند مال و غيره ) را گويند كه انسان با آن متنعم مىشود . مجمع البحرين موارد استعمال : اظهار نعمت را خداوند دوست دارد . الكافى ، ج 6 ، ص 43 النّفاق - اظهار ايمان و پنهان كردن كفر است . مجمع البحرين موارد استعمال : بلند صلوات فرستادن بر پيامبر نفاق را از بين مىبرد . الكافى ، ج 2 ، ص 493 النّفاق - به رواج درهم و دينار نفاق گفته مىشود .