حسين مروج
511
اصطلاحات فقهى ( فارسى )
موارد استعمال : اخراج ملتجى الحرم پس از جنايت حرام است . شرح لمعه ، كتاب حج ملتزم - چيزى كه به آن ملتزم و متمسك شوند . معجم لغة الفقهاء در عرف فقها ، ما بين درب كعبه و حجر الاسود را گويند و بنابر قولى پشت كعبه است . موارد استعمال : التزام يعنى ، دستها را حالت باز گذارد به ديوار بيت و شكم خد خود را به آن بچسباند و ملتزم مستحب است . جواهر الكلام ، ج 19 ، ص 354 ملتفت - كسى كه برگردد و به كسى و يا چيزى نگاه كند . در عرف فقيهان ، نمازگزارى را گويند كه با چشم و روى به طرف راست و يا چپ نگاه مىكند . موارد استعمال : ثواب نماز ملتفت كمتر است . شرح لمعه ، كتاب صلات ملتقط - كسى كه بدون طلب و قصد چيزى را بدست آورد . در عرف فقيهان ، كسى را گويند كه لقطه و يا لقيط را بردارد . موارد استعمال : در صحت التقاط بلوغ و عقل ملتقط شرط است . شرح لمعه ، كتاب لقطه ملتقطة - چيز برچيده و از زمين گرفته شده . در عرف فقها ، سنگريزههايى را گويند كه بهطور طبيعى باشند و به وسيلهء شكستن سنگ بزرگ به وجود نيايند . موارد استعمال : ملتقطه بودن در رمى جمره مستحب است . شرح لمعه ، كتاب حج ملتقى الختانين - به هم پيوستن ختانين ( آلت مرد و زن ) را گويند . موارد استعمال : حرف زدن در ملتقى الختانين موجب لالى فرزند است . الكافى ، ج 5 ، ص 498 ملح - نمك . موارد استعمال : در ابتداى طعام شروع با ملح مستحب است . الكافى ، ج 6 ، ص 326 ملحفة - روپوشى كه زنان از روى لباسهايشان مىپوشند و ملائه نيز به آن گفته مىشود . موارد استعمال : دادن ملحفهء زن به مردان فرض است . طلبة الطلبه ، كتاب رضاع ملقوح - آنچه در رحم مادر است ، جمع آن ملاقيح است . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : از بيع ملاقيح نهى شده است . مجمع البحرين ملقوط دار الحرب - بچهاى كه در بلاد كفر از سر كوچه و خيابان پيدا شود . و نيز لقيط به آن گفته مىشود . موارد استعمال : ملقوط دار الحرب در صورتى كه مسلمان در آنجا باشد ، محكوم به اسلام است . شرح لمعه ، كتاب لقطه ملك - عبارت است از اختيار قانونى شخص بر اشيا يا اموال يا اشخاص ديگر . ترمينولوژى حقوق ؛ معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : بيع عبارت است از ايجاب و قبول كه دلالت مىكند بر نقل ملك در مقابل عوض معلوم . شرح لمعه ، كتاب متاجر