حسين مروج
499
اصطلاحات فقهى ( فارسى )
عمل ظهار انجام دهد . موارد استعمال : در تحقق ظهار شرط است كه مظاهر كامل باشد . شرح لمعه ، كتاب ظهار مظاهرة - معاونت ، زنى كه به او كمك شود . قاموس فقهى در عرف فقها ، زنى را گويند كه شوهر او به او عمل ظهار داده باشد . در تحقق ظهار مظاهره بايد زوجه دائمى باشد . شرايع ، كتاب نكاح مظاهرة الزّوجة - عبارت است از اينكه زن به شوهرش بگويد تو نسبت به من مانند پشت پدرم هستى . حديقهء حاشيه ؛ شرح لمعه موارد استعمال : « مظاهرة الزوجه » موجب حرمت نمىشود . شرح لمعه ، كتاب ظهار مظللّل - كسى كه زير سايهء درخت و يا ديوار برود . موارد استعمال : مظلل در حال احرام بايد يك گوسفند كفاره بدهد . جواهر الكلام ، كتاب حج مظلم - تاريك . لسان العرب موارد استعمال : در حديث است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله به بيت مظلم با چراغ داخل مىشد . من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 532 مظلمة - چيزى كه از شخص به طريق ظلم اخذ شده باشد . جمع آن مظالم است . موارد استعمال : در حديث است كسى كه در مقام دفاع از مظلمه كشته شود ثواب شهيد به او داده مىشود . مجمع البحرين مظلوم - كسى كه به حقوق و حدود او تجاوز شده است . لسان العرب موارد استعمال : مظلوم حق دارد براى احقاق حق سوگند ياد نمايد . مفتاح الكتب الاربعه معادن باطنة - معدنهايى است كه استخراج از آنها نياز به كار و صرف هزينه دارد مانند معادن طلا و نقره و غيره . موارد استعمال : معادن باطنه ، با احياء اشخاص به مالكيت آنها درمىآيد . شرح لمعه ، كتاب احياء موات معادن ظاهرة - معدنهايى كه استخراج از آنها به جستجو و صرف هزينه نياز ندارد . موارد استعمال : معادن ظاهره ، به مالكيّت اشخاص نمىآيد . شرح لمعه ، كتاب احياء موات معاريض - چيزى كه با آن چيز ديگر را مىپوشانند . معجم لغة الفقهاء در عرف فقيهان ، به كنايات كلام معاريض گفته مىشود . موارد استعمال : معاريض راه فرار از كذب است . طلبة الطلبه ؛ معجم لغة الفقهاء معاطاة - خدمت كردن ، در بخشش به ديگرى غلبه يافتن . در فقه ، عبارت است از اينكه مشترى ثمن را به فروشنده بدهد و فروشندهء جنس به خريدار بدهد بدون اينكه بين آنها حرفى گفته شود . موارد استعمال : با معاطات تصرف آنها در مال مورد معامله صحيح است . شرح لمعه ، كتاب متاجر معاقلة - ديه يكديگر را پرداختن . موارد استعمال : بين اهل الذمه معاقله نيست . جواهر الكلام ، ج 42 ، ص 430 معاليق - چيزهايى كه در مسافرتها به بار