حسين مروج

480

اصطلاحات فقهى ( فارسى )

مىگيرد باشد . شرح لمعه ، كتاب طهارت مرتدّ - اسم فاعل از ارتدّ است به معناى راجع مىباشد . در عرف فقيهان ، كسى را گويند كه از اسلام به كفر برگردد . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : يكى از نجاسات كافر است خواه اصلى باشد و خواه مرتد باشد . شرح لمعه ، كتاب طهارت مرتدّ فطرى - كسى كه از اسلام به كفر برگشته درحالىكه يكى از والدين او در زمان انعقاد نطفه‌اش مسلمان بوده است . شرح لمعه ، كتاب ارث موارد استعمال : مرتد فطرى به حكم دادگاه كشته مىشود و زن او از او جدا مىگردد . شرايع ؛ شرح لمعه ، كتاب حدود مرتدّ ملّى - كسى كه از اسلام به كفر برگشته است درحالىكه والدين او در حال انعقاد نطفه‌اش هر دو كافر بوده‌اند . موارد استعمال : اموال مرتد ملى از مالكيت او خارج نمىشود . شرح لمعه ، كتاب حدود المرتزقة من بيت المال - كسانى كه از بيت المال مىتوانند حقوق دريافت كنند . مؤذن ، قاسم ، صاحب ديوان ، والى بيت المال از مرتزقه محسوب مىشوند . شرح لمعه ، كتاب قضاء مرتمس - كسى كه در آب غوطه‌ور شود . در فقه ، كسى را گويند كه غسل ارتماسى به جا مىآورد . موارد استعمال : نيت غسل مرتمس بايد مقارن اولين جزء بدن كه با آب تماس مىگيرد ، باشد . شرح لمعه ، كتاب طهارت مرتهن - كسى كه پايبند كارى باشد . در عرف فقها ، طلبكارى است كه در مقابل طلب خود مالى را به عنوان وثيقه مىگيرد . شرح لمعه ، طلبة الطلبه موارد استعمال : در صحت عقد رهن قبول مرتهن شرط است . شرح لمعه ، كتاب رهن مرجف - كسى كه در خبرهاى فتنه‌انگيز خوض مىكند تا مردم را برانگيزاند . معجم لغة الفقهاء در عرف فقيهان ، سربازى را گويند كه در ميان سربازان شايع كند كه دشمن قدرتش زياد است تا بدين وسيله روحيهء ارتش اسلام ضعيف گردد . موارد استعمال : از اموال غنيمت به مرجف سهمى داده نمىشود . شرح لمعه ، كتاب جهاد مرز - شرابى كه از جو گرفته مىشود و بنابر قولى شرابى را گويند كه از ذرت درست مىشود . مجمع البحرين ؛ شرح لمعه ، كتاب اطعمه و اشربه موارد استعمال : مرز از اعيان نجسه و تناول آن حرام است . شرح لمعه ، كتاب اطعمه و اشربه مرسل - پيام‌آور ، نامه‌رسان . مجمع البحرين در عرف فقيهان ، حديثى است كه راوى از معصوم آن‌را روايت كند ، درحالىكه معصوم را نديده است . الرعاية فى علم الدرايه موارد استعمال : فقيه جامع شرايط افتاء بايد حديث صحيح را از غير صحيح و مرسل و ضعيف را تشخيص دهد . شرح لمعه ، كتاب قضاء مرض الموت - 1 ) مرضى است كه مبتلا به