حسين مروج

464

اصطلاحات فقهى ( فارسى )

متكلّف للحجّ - كسى كه با تكسّع ( بدون زاد و راحله ) به حج مشرف شود . موارد استعمال : حج « متكلف للحج » از مستطيع كفايت مىكند . شرح لمعه ، كتاب حج متلاحمة - جراحتى كه از گوشت زياد بگيرد ولى به سمحاق استخوان نرسد . موارد استعمال : پرداخت سه شتر در متلاحمه واجب است . شرح لمعه ، كتاب ديات متلاعنان - زن و شوهرى كه بين آن‌ها عمل لعان جارى شود . موارد استعمال : متلاعنان بعد از لعان به همديگر حرام مىشوند . شرح لمعه ، كتاب لعان متمتّع - بهره‌مند ، كسى كه از كارى يا چيزى حظ و بهره مىبرد . در عرف فقيهان ، كسى كه حج تمتع انجام مىدهد . موارد استعمال : در مقام ضرورت متمتع مىتواند طواف حج را قبل از وقوف عرفة انجام دهد . شرح لمعه ، كتاب حج متمتّع بها - زنى كه با عقد متعه به ازدواج مرد آمده باشد . موارد استعمال : با متمتع بها ، لعان صحيح نيست . شرح لمعه ، كتاب نكاح متموّل - دارنده مال . در عرف فقيهان ، چيزى كه از نظر شرع ماليت دارد ، مانند مشروبات الكلى نيست . موارد استعمال : اجاره عبد آبق با ضميمه كردن متمول جايز است . شرح لمعه ، كتاب اجاره متن الحديث - لفظ حديث كه معنا با آن متحقق مىشود . موارد استعمال : متن الحديث مقول قول النبىّ مىباشد . الرعاية فى علم الدراية متناول - كسى كه از دست ديگرى چيزى بگيرد . در عرف فقيهان ، كسى را گويند كه به وسيلهء خوردن و آشاميدن چيزى به داخل شكم وارد كند . مسالك الافهام موارد استعمال : مريض و مسافر متناول مستحب است كه امساك نمايند . شرح لمعه ، كتاب صوم متنبئى - كسى كه پيش‌گويى مىكند و از غيب خبر مىدهد . در فقه ، كسى كه ادعاى پيامبرى و نبوت مىكند . موارد استعمال : متنبّئى واجب القتل است . شرح لمعه ، كتاب حدود متواتر - چيزى كه پىدرپى و پياپى مىآيد . مجمع البحرين در عرف فقها ، حديثى است كه طريق آن محصور در عدد معين نباشد و طورى باشد كه عادتا اسناد كذب به آن داده نشود و خبر منتهى به سماع و يا مشاهده گردد و منتهى به استنباط عقلى و نظرى نشود . ترمينولوژى حقوق موارد استعمال : فقيه بايد از علم حديث در حدّ شناختن متواتر و غيره اطلاع داشته باشد . شرح لمعه ، كتاب قضاء متواطى - شريك جرم ، دسيسه‌باز . در عرف فقيهان ، لفظى را گويند كه بر معناى عام كه افراد و مصاديق بسيار در آن شريك باشند دلالت كند .